چگونه ميتوان باوركرد كه انفجارات اخير سوريه كه توسط تروريست هاي مورد حمايت امريكا صورت گرفت و سلسله انفجارات درمناطق شيعه عراق و پاكستان از يك مركز هدايت و رهبري نمي شود.
هنگامي كه امريكا ازعراق رانده شدهمواره هشدارميدادكه مردم عراق قادر به ايجاد امنيت در كشور خودنيستند به عبارتي مردم عراق را تهديدمينمودكه اگر آمريكايي ها عراق را ترك كنند شرايط ناامني در عراق حاكم خواهد شدولي دولت و مردم عراق توجه اي به اين هشدارها نداده و آمريكايي هارا از كشورخود راندنداندك زماني نگذشت كه   تهديدهاي آمريكا شكل عملي و اجرايي يافت .از آن تاريخ به بعد امريكا رويه جديدي را اتخاذنموداوضمن حمايت از تروريست هاي مانند طارق الهاشمي امكان استفاده از تروريست ها را مورد آزمايش قرارداد.
بااين روش آمريكا به دوهدف همزمان رسيد اول اينكه بمرورزمان تروريست مورد كنترل و درواقع شناسايي او قرارگرفتندو از سوي ديگر اهرم فشار برعليه دولتهايي مانند ايران عراق و پاكستان را در اختيار گرفت .
البته توانمندي اين تروريست را نميتوان اندك و كوچك شمردچرا كه همين تروريست ها بودند كه توانستندبرديكتاتوري از جنس خودشان همانندقذافي پيروز شوند.
روش هاي حمايتي آمريكا از اين تروريست ها بسياري جالب و ظريف است ؛ چرا كه انفجارات آنان در كشورهايي مانند سوريه و عراق و پاكستان وبعضا افغانستان بگونه اي دررسانه هاي استكباري منعكس ميشود كه مخاطب آنان را انقلابي محسوب ميكند ولي موضوع در بحرين كاملا شكل ديگري است  وكوچكترين مخالفت با دولت آل خليفه مرتبط با ايران قلمدادشده و هرگونه اعتراض حركتي تروريستي محسوب ميشود.
آمريكا و انگليس با استفاده از موارد‌ي مانند: ترس ونگراني حاكمان آل سعودوشيوخ عربي منطقه نسبت‌به‌ازدست دادن تخت و تاج و همچنين‌اختلافات فرقه اي و گرسنگاني كه نانشان در‌لوله تفنگشتان قرارگرفته برروي اين موج سوارشده وبلاد اسلام را دچارهرج و مرج و ناامني نموده‌اندروشي كه آمريكا و غرب اتخاذنموده اندنتيجه جزء اين ندارد كه آنان روز بروز بروحدت و دوستي خود مي افزايندو درمقابل بلاد اسلام روز بروز بسمت و سوي رودرويي يكديگر گام برمي دارندهدف نهايي آمريكا از اين روش چيزي نيست مانند كشور ليبي كه هم اكنون فرق مختلف رودروي يكديگرقرارگرفته اند گزيده اي  از يك گزارش تحليلي در خصوص ليبي گوياي اهداف شيطان بزرگ در سايربلاد اسلام است :
ليبي، دو سال پس از قذافي و هرج و مرج ادامه دار
گروه پژوهش‌هاي خبري - با گذشت دو سال از 17 فوريه 2011 (29 بهمن 1390 ش) و سقوط رژيم قذافي روزي كه به خيزش ملت ليبي عليه قذافي مشهور شده و اعتراضات مردمي شكلي گسترده به خود گرفت، امنيت همچنان مسئله اصلي مردم ليبي است . 
پس از قتل قذافي، به دليل فقدان نخبگان جايگزين براي تأسيس دولتي انقلابي، هرج و مرج و ناامني حاكم شد. حذف نمايندگان مشروع و قانوني از صحنه و فراموش كردن مردم شيفته آزادي كه گويا تنها نخبگان قادر به درك و بيان آن هستند! مشكل را دو چندان كرد. اقتصاد در از سرگيري سريع استخراج نفت بدون درنظر گرفتن عواقب اجتماعي درآمدها، خلاصه شد. هيچ چيز ثابت نمي‌كرد كه دولتمردان جديد از قبلي‌ها بهتر باشند. علاوه بر اين، مشكلات مصر و تونس نيز انقلابيون را دچار ترديد كرد. 
نگراني اصلي، كنترل و امنيت مرزهاست كه با وجود صدها گروه و 200 هزار مرد مسلح چندان كار آساني نيست. هرج و مرج در ليبي پيامدهاي بسياري بر امنيت كشورهاي همسايه داشت. 
امروز پس از گذشت دو سال از سقوط رژيم قذافي و مداخله‌ ناتو و اروپا، بويژه فرانسه در ليبي، اين كشور در يك نابساماني امنيتي و هرج و مرج اقتصادي و سياسي بسر مي‌برد.
روشي كه غرب به سركردگي شيطان بزرگ اتخاذنموده تداعي كنندادامه جنگ هاي صليبي است واراده اي جزء اين ندارد كه كشورهاي اسلامي را چنان در خود گرفتار نمايدكه همواره محتاج غرب باشند و  قدرت را از آنان گدايي كنند.


برچسب‌ها: باانفجار بسوي دمكراسي
+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۱ساعت 11:49  توسط توکلی  |