نیلز د. یک جوان ۲۵ ساله‌ی آلمانی است که پس از ۱۳ ماه "خدمت" در صفوف جنگ‌جویان "دولت اسلامی" به آلمان بازگشته. او از رویدادهای پشت پرده‌ی شکنجه‌گاه‌های آن گروه تروریستی خبر می‌دهد.
بنا بر گزارش گروه تحقیق رسانه‌های آلمانی "زوددویچه تسایتونگ، رادیوی غرب آلمان و تلویزیون شمال آلمان"، نیلز د. اسلام‌گرای افراطی اهل آلمان در ماه اکتبر ۲۰۱۳ برای پیوستن به تروریست‌های "دولت اسلامی" به سوریه سفر کرده و در ماه ژانویه‌ی ۲۰۱۵، پس از بازگشت از این کشور، در آلمان دستگیر شده است.
بیشتر بخوانید: دستگیری هشت تن در آلمان به ظن پشتیبانی از "دولت اسلامی"
گروه تحقیق رسانه‌های آلمان به نقل از دادستان کل این کشور گزارش می‌دهند که ماموران امنیتی آلمان، پس از چند ماه شنود مکالمات تلفنی این جهادگرا به فعالیت‌های او در سوریه پی‌بردند. نیلز د.، در یکی از این گفت‌وگوها تاکید کرده بود که "مستقیما برای امیر" کار می‌کرده است.
متهمی در جایگاه شهادت
نیلز د. که در حال حاضر به عنوان "شاهد" در جریان محاکمه‌ی دو جوان آلمانی اسلام‌گرای دیگر شهادت می‌دهد، در رابطه با آغاز فعالیت خود در واحد ویژه‌ی امنیتی "دولت اسلامی" می‌گوید که به توصیه‌ی یک دوست آلمانی جهادگرای خود در سوریه به نام مصطفی کالایچی و هم‌چنین فیلیپ برگنر، پسرعموی او، به تشکیلات یادشده راه یافته است.
کرد و کالایچی هم در جریان یک درگیری‌ در سوریه کشته شد. کالایچی از طریق عکس‌هایی که او را با سرهای بریده‌ی قربانیان "دولت اسلامی" نشان می‌دهد، شناسایی شده است. این دو، از اعضای ارشد سازمان امنیت گروه افراط‌گرای "داعش" بودند.
"گشتاپوی دولت ‌اسلامی"
بنا به گزارش گروه تحقیق رسانه‌های آلمانی این نخستین بار است که نیلز د. به عنوان مامور سازمان امنیت "دولت اسلامی" از شیوه‌های شکنجه، ترور و حتی به صلیب‌کشیدن شهروندان مناطق تحت اشغال جهادگرایان "داعش" در سوریه پرده برمی‌دارد.
این سازمان به‌طور غیررسمی "گشتاپوی دولت ‌اسلامی" خوانده می‌شود. جهادگرایان آلمانی این گروه تروریستی، در تشکیل آن و اعمال شکنجه و فشار بر ساکنان مناطق تحت کنترل "داعش" در سوریه، نقش کلیدی بازی کرده‌اند.
نیلز دوران ماموریت خود را در شهر کوچکی به نام منبیج که در ۴۰ کیلومتری حلب واقع است، گذرانده است. "دولت اسلامی" از ژاویه‌ی ۲۰۱۴ در این شهر حکومت می‌کند.
بیشتر بخوانید: سازمان ملل: جنایت‌کاران "دولت اسلامی" باید محاکمه شوند
نیلز می‌گوید که او در "واحد ویژه‌‌ی سازمان امنیت" این شهر که در ساختمان "ثبت احوال" منبیج اسکان داده شده بود، فعالیت داشت. اعضای گروه با چهره‌های پوشیده، محل اقامت خود را که پادگان خوانده می‌شد، ترک می‌کردند.
در زیرزمین این پادگان، زندانی به گنجایش ۳۰۰ نفر با "اتاق‌های مجهز" شکنجه برپا کرده بودند. نیلز می‌گوید: «صدای فریاد شکنجه‌شدگان تا آن‌سوی خیابان هم به گوش می‌رسید.» برخی از دستگیرشدگان، روزهای زیادی در "جعبه‌های کوچکی" که در اتاق شکنجه تعبیه شده بود، بدون آن که قادر به حرکت باشند، زندانی می‌شدند.
این جهادگرا یک بار شاهد آن بوده که "امیر" در برابر حدود ۲۰ زندانی قدم می‌زده؛ زندانیانی که با دست‌های از پشت بسته به میله‌ای آویزان بودند.
آشپز بی‌خبر
این اسلام‌گرای تروریست می‌گوید که او تنها به عنوان آشپز در تشکیلات یادشده فعالیت داشته، خرید می‌کرده و سرپرستی گروه نظافت آن را به عهده داشته است. از دیگر وظایف نیلز، همراهی کردن زندانیان به سالن ناهارخوری برای صرف غذا بوده است. او می‌افزاید: «یک بار هم برای یک آلمانی از مونشن‌گلدباخ که می‌گفتند جاسوس است و دادگاهی شده بود، حرف‌های قاضی را ترجمه کردم.»
بنا به گزارش گروه تحقیق رسانه‌های آلمان، نیلز وظیفه‌ی انجام "ماموریت‌های مخفی" را هم به عهده داشته است. در این رابطه او یک بار زندانی‌ای که در اثر شکنجه کشته شده بوده، از سردخانه‌ی بیمارستانی تحویل گرفته و در گوری دفن کرده است. او می‌گوید: «امیر به من خیلی اعتماد داشت.»
"جوخه‌های مرگ" برای متمردان و غیرنظامیان
به گفته‌ی نیلز، اعدام، سر از تن جداکردن و تیرباران غیرنظامیان، هم‌چنین "فرماندهان متمرد" در دستور کار روزانه‌ی "جوخه‌های مرگ" بوده که هر روز در محلی به نام "بازار اعدام" صورت می‌گرفت. او می‌گوید که خود، شاهد تیرباران فرماندهی بوده که به دست جنگ‌جویان واحد خود کشته شد. این افراد سپس جسد او را در یک چاه انداختند.

متمردان و ناراضیان در ارتش "دولت اسلامی" به شدت مجازات می‌شدند. آن‌ها یا به زندان می‌افتادند یا بلافاصله کشته می‌شدند: «در صورت دستگیری، تا سرحد مرگ شکنجه می‌شدند تا به آن‌چه شکنجه‌گران می‌خواستند اعتراف کنند. بعد هم آن‌ها را می‌کشتند.»
دادگاه ایوب ب. از جنگ‌جویان دولت اسلامی در آلمان
دادگاه ایوب ب. از جنگ‌جویان "دولت اسلامی" در آلمان
نیلز می‌گوید که او حتی یک بار شاهد به صلیب‌کشیدن یک جنگ‌جوی "دولت اسلامی" بوده که «متهم بود در زمان پاسداری، مال مردم را چپاول کرده بود.» به گفته‌ی او این جنگ‌جو را روبروی پاسگاه به صلیب کشیدند و جسدش را ۳ روز تمام برای عبرت دیگران به تماشا گذاشتند.
"مجازات‌های عادلانه"
این جهادگر می‌گوید که مجازات‌های غیرانسانی "دولت اسلامی" را در آن زمان کاملا "عادلانه" ارزیابی می‌کرده. او به‌طور ضمنی اعتراف می‌کند که گاهی در انجام عملیات شرکت داشته است، ولی می‌گوید: «فقط من نبودم که دستگیرشدگان را بازجویی می‌کردم و کتک می‌زدم. دیگران هم بودند.» با این که چندی پیش عکسی از این جهادگر منتشر شده که اسلحه به دست شقیقه‌ی مردی را نشانه می‌گیرد، نیلز هنوز اقرار نکرده که در اعمال شکنجه و شرکت در اعدام دستگیرشدگان، شرکت داشته است.
بیشتر بخوانید: پنج‌هزار زن ایزدی در اسارت تروریست‌های دولت اسلامی
به‌نظر کارشناسان اعترافات نیلز به عنوان شاهد در دادگاه با گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری و نیز توصیفات گروگان‌های سابق "دولت اسلامی" هم‌خوانی دارد. با این حال هنوز این رویدادها از سوی نهاد بی‌طرفی تایید نشده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر ۱۳۹۴ساعت 8:14  توسط توکلی  | 

در حالی که احتمال ربوده‌شدن یک دیپلمات ایرانی در عربستان مطرح شده، یک نماینده حزب‌الله می‌گوید اگر او ربوده شده باشد، دلیل آن امنیتی نیست. ایران تا کنون در مورد سرنوشت سفیر پیشین خود در لبنان اظهار نظر رسمی نکرده است.
در حادثه‌ی منا در روز دوم مهر ۱۳۹۴، به گزارش منابع ایرانی، بیش از ۴۶۴ زائر ایرانی جان خود را از دست دادند؛ ۳۶ زائر ایرانی همچنان "مفقودالاثر" هستند و ٢٩ جسد را نیز مقامات عربستانی دفن کرده‌اند.
بلافاصله پس از حادثه مرگبار منا اعلام شد که شماری از کارمندان وزارت خارجه جمهوری اسلامی، از جمله غضنفر رکن‌آبادی هم برای شرکت در مراسم حج امسال وارد عربستان شده بودند. نام رکن‌آبادی که ۶ سال سفیر جمهوری اسلامی در لبنان بود، در میان مفقودان حادثه باقی ماند.
هنوز خبر تأیید‌شده‌ای از زندگی یا مرگ او منتشر نشده، اما همچنان احتمال ربوده‌شدن او در عربستان مطرح می‌شود.
محمدجواد ظریف، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، روز سه‌شنبه (۲۰ اکتبر/ ۲۸ مهر) در حاشیه مراسم تشییع پیکر احمد فهیما، بدون اشاره صریح به سرنوشت رکن‌آبادی، اظهار امیدواری کرد که او هر چه زودتر به سلامت نزد خانواده‌اش بازگردد. فهیما معاون اداره نمایندگی‌های خارجی اداره کل تشریفات وزارت خارجه بود که در حادثه منا جان خود را از دست داد.
بروجردی: رکن‌آبادی در آمبولانس زنده دیده شده است
از سوی دیگر، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در نشست فوق‌العاده این کمیسیون با موضوع حادثه منا مدعی شده که رکن‌آبادی در حالی که زنده بوده، به بیمارستان منتقل شده است.
خبرگزاری فارس روز سه‌شنبه (۲۸ مهر) به نقل از علاءالدین بروجردی نوشت: «بر اساس شواهد، شاهدان عینی این ماجرا، ایشان را در حالی که در قید حیات بودند، با آمبولانسی به بیمارستان منتقل شده اما بعد از این ماجرا خبر موثقی از وضعیت او وجود ندارد.»
پیش از این معاون کنسولی و امور ایرانیان خارج از کشور وزارت خارجه گفته بود ممکن است کسانی که هویت‌شان مشخص نشده جزو قربانیان، یا مجروحان بستری شده در بیمارستان‌های عربستان باشند. به گفته حسن قشقاوی، "حتی احتمال بازداشت شدن برخی از زائران وجود دارد".
"دیپلمات، نه مقام امنیتی"
به زعم علاءالدین بروجردی، دولت عربستان باید با توجه به "جایگاه سیاسی رکن‌آبادی در کشور" و سابقه او به عنوان سفیر جمهوری اسلامی در لبنان، در مورد سرنوشت او "به‌طور ویژه پاسخگو باشد".
در روزهای اخیر نیز "خبرگزاری اهل بیت" (ابنا) به احتمال ربوده‌شدن رکن‌آبادی پرداخت. ابنا به نقل از نماینده دبیرکل حزب‌الله لبنان در تهران نوشت: «این فرضیه که احتمالا رکن‌آبادی ربوده شده باشد را رد نمی‌کنیم. اما برای اثبات آن نیاز به دلیل است».
عبدالله صفی‌الدین در عین حال گفت که "ربودن رکن‌آبادی"، به فرض وقوع، نمی‌توانسته با هدف "تخلیه اطلاعاتی" باشد: «رکن‌آبادی اطلاعات محرمانه زیادی از نیروی مقاومت حزب‌الله لبنان و سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران در اختیار نداشته است [...] ایشان یک فرد سیاسی هستند و نه نظامی امنیتی؛ بنابراین اطلاعاتی محرمانه و نظامی در دست ندارد. پس نمی توان این گونه تحلیل کرد که مقامات آل سعود به دنبال تخلیه اطلاعاتی ایشان هستند».
"مأموریت امنیتی" رکن‌آبادی
این در حالی است که خبرگزاری "میزان"، وابسته به قوه قضائیه جمهوری اسلامی، روز ششم مهر به نقل از "العربیه" نوشته بود که رکن‌آبادی با "مأموریت امنیتی" به عربستان رفته بوده است: «غضنفر رکن‌آبادی سفیر پیشین ایران در لبنان در راس ماموریت امنیتی در عربستان قرار گرفت و برای ادای مراسم حج با وجود پر بودن برنامه‌های کاری‌اش به عربستان اعزام شد».
"العربیه" نوشته بود که رکن‌آبادی "با نام اصلی خود وارد کشور پادشاهی سعودی نشده است و نام وی در حج امسال، در هیچ یک از معابر ورودی هوایی، زمینی یا دریایی سعودی ثبت نشده است". العربیه هم‌چنین نوشته بود: «در صورت صحت خبر مشارکت رکن‌آبادی در حج امسال، وی با نام جعلی وارد این کشور شده است».
گزارشی که سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، درستی آنها را رد کرد. مرضیه افخم گفت که غضنفر رکن‌آبادی با گذرنامه شخصی خود به حج رفته است.
خبرگزاری فرانسه روز چهارشنبه گزارش داد که شمار قربانیان حادثه منا بر پایه مجموع آماری که ۳۴ کشور اعلام کرده‌اند، به ۲ هزار و ۹۷ نفر رسیده است. این در حالی است که عربستان سعودی دو روز پس از حادثه منا شمار کشته‌شدگان را ۷۶۹ نفر اعلام کرد و این رقم را تا امروز تغییر نداده است.
با وجود افزایش آمار قربانیان و حضور مقام‌های ایرانی در عربستان، سرنوشت غضنفر رکن‌آبادی همچنان ناروشن باقی مانده است. عربستان سعودی هنوز در این مورد به صورت رسمی اظهارنظر نکرده است.
به گفته‌ی علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، تا زمان تحویل پیکر رکن‌آبادی به ایران یا مشخص‌شدن سرنوشت این دیپلمات، "فرضیه ربایش او به عنوان فرضیه امنیتی قویا قابل‌پیگیری است".
منبع :
http://www.dw.com/fa-ir/%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%DA%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D9%BE%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%81%D9%82%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%A7/a-18798021

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر ۱۳۹۴ساعت 7:54  توسط توکلی  | 

گروه موسوم به دولت اسلامی را همه به قساوتش می‌شناسند. اما همین گروه بی‌رحم، برای جذب آدم‌ها چهره‌ای دیگر از خود نشان می‌دهد.
مدتى است تبلیغات گروه موسوم به دولت اسلامى را دنبال مى كنم. بخشى از كارم است. آنقدر ديده ام كه حساسيتم را از دست داده ام. مى فهمم تصويرى كه مى بينم وحشتناك است، اما به ندرت حالم آنقدر كه بايد از ديدنش بد شود بد مى شود.
يكى از اين موارد نادر روز چهارم ژوئيه پيش آمد. فيلمى ديدم كه مكانيسم دفاعى بدنم كم آورد.
چند پسر نوجوان را به خط كرده بودند. جلوى شان ٢٥ مرد كه فيلم مدعى بود سربازان بشار اسدند زانو زده بودند. پسرها تفنگ هاشان را پس سر سربازها گذاشته بودند. مكان اين كشتار هولناك كجا بود؟ آمفى تاتری به جا مانده از دوران روم باستان، در پالميرا.

مثل هميشه، به لحظه شليك كه رسيد، فيلم را نگه داشتم.

به طور كلى مى توانم بگويم به خشونت افراطى دولت اسلامى عادت كرده ام، اما اين يكى فرق مى كرد. فرق مى كرد چون روى ميز كارم، جايى كه اين فيلم ها را مى بينم، عكسى دارم از خودم، همسرم، پدرم و نامادرى ام كه در همان آمفى تاتر در پالميرا گرفتيم، حدودا پنج سال پيش.

آن موقع من سوريه زندگى مى كردم. سه نفرى كه نام بردم آخرين كسانى بودند كه به ديدنم آمدند. كمى بعد از سفرشان ناچار شدم كشورى را كه در سرازيرى جنگ داخلى افتاده بود ترك كنم. آن موقع فكر نمى كردم چنين روزها و فجايعى در پيش است.

در اين چند سال نگاهم پيوسته به سوريه بوده، سير تحول گروه هاى جهادى را بررسى كرده ام. مدام مى بينم جاهايى كه رفته بودم، بناهايى كه شيفته شان بودم، قربانى اين جنگ منحوس مى شوند. يك روز قلعه حلب است، يك روز آمفى تاتر بصرا، و يك روز قصر جنگجويان صليبى، بنايى كه عجيب خوب مانده بود.

با اين حال هيچ وقت چيزى مثل اين فيلم اعدام داعشى ها در پالميرا نديده بودم. هيچ وقت تفاوت آن روزها و اين روزها اين طور مثل سيلى به صورتم نخورده بود.

مردم برای تماشای اعدام جمع شده‌اند (برگرفته از یک ویدئوی دولت اسلامی، ۲۹ ژوئیه ۲۰۱۵)

بعد از ديدن فيلم تا چند روز مدام فكرم مشغول بود. به آنها كه كشته شده بودند فكر مى كردم، به بچه هايى که ابزار اين كشتار شده بودند. با اينكه مى دانستم چرا چنين فيلمى درست كرده اند، نمى توانستم با قطعيت، بر مبناى سند و مدرك، توضيحش بدهم.

در نهايت به اين نتيجه رسيدم كه علاوه بر تحقيق هاى قبلى، بايد داده هاى جديد جمع كنم، بلكه بفهمم در ذهن كسانى كه جنگ روانى دولت اسلامى را سازمان مى دهند چه مى گذرد. بايد خودم را در دنياشان غرق مى كردم كه بفهمم مخاطب اين فيلم ها كيست، و از نگاه داعش به خود چه مى گويد.

روشن است كه طرفداران ايدئولوژيك دولت اسلامى از نظامى گرى و خشونت افراطى اين گروه خوششان مى آيد و جذبش مى شوند. اما بقيه چى؟ هزاران زن و مرد عادى كه خانه و كاشانه شان را ترک مى كنند كه به سرزمين موسوم به خلافت دولت اسلامى بروند؟

مى دانستم اين "غرق شدن" در دنياى داعش زمان مى برد، بنابراين از همان آغاز كار براى خودم محدوديت گذاشتم. گفتم يك دوره يك ماهه را بررسى مى كنم -- دست كم در مرحله اول.

از نیمه ماه ژوئیه شروع کردم تا نیمه ماه اوت، سی روز ماه قمری شوال. روزی دو ساعت در نوشته‌های عربی هواداران دولت اسلامی روی توییتر می‌چرخیدم، با دقت تمام – و به کمک انبوه هش‌تگ‌های مورد استفاده‌شان – همه اشکال پروپاگاندای‌شان را بررسی می‌کردم.

آن‌چه دیدم و خواندم شوکه‌کننده بود، ولی نه به خاطر خشونت و قساوت. طی آن ۳۰ روز، منابع رسمی پروپاگاندای دولت اسلامی ۱۱۴۶ محتوای مختلف تولید و پخش کرده بودند. از گزارش تصویری و فیلم و خبر رادیویی گرفته تا نشریه و پوستر و رساله دینی و چیزهای دیگر.

خبر رادیویی و متن خلاصه اخبار را به شش زبان تولید می‌کردند: روسی، ترکی، عربی، کردی، فرانسه و انگلیسی. اگر نسخه‌های یک گزارش به زبان‌های مختلف را یکی حساب کنیم، روی‌هم ۸۹۲ عنوان تولید کرده بودند – همه یک‌دست، تمیز و با کیفیتی بالا تا جزئی‌ترین نکات.

حدس می‌زدم زیاد تولید می‌کنند، اما نه این‌قدر.

دوست داشتم بدانم متخصصان دیگر در باره این حجم تولید چه نظری دارند. با آلبرتو فرناندز، رئیس سابق مرکز ارتباطات استراتژیک ضدتروریسم در آمریکا تماس گرفتم، واحدی در وزارت خارجه این کشور که مسئول مبارزه با جنگ روانی دولت اسلامی روی اینترنت است.

آقای فرناندز سریع جواب داد. گفت از این رقم "زیاد شگفت‌زده نشده"، اما "به‌مراتب بیشتر" از آن‌ بوده که انتظار داشته.

برای من این حجم از پروپاگاندا حقیقتا حیرت‌آور است. با تبلیغات هیچ جنبش افراطی که در حکومت نباشد قابل مقایسه نیست. پس از فروکش کردن حیرت، شروع کردم به تحلیل دقیق و جزئی داده‌ها.

در نگاه اول، محتوایی که در سی روز ماه شوال بیرون داده بودند آشنا بود. همان چیزهایی بود که بارها و بارها دیده بودم. مثلا خلاصه اخبار – مکتوب یا رادیویی – که موفقیت‌های نظامی روز قبل را برمی‌شمرد. این محتوایی است که هر روز مثل ساعت تولید می‌شود. بعد، گزارش‌های همیشگی، که معجونی است از زندگی روزمره مردم، اهداف نظامی، مظلوم‌نمایی، خشونت بی‌حساب، نمونه‌های رحم و بخشش، و اشاره‌ای به رفاقت و برادری پیکارجوهای خارجی دولت اسلامی. هر روز یکی از این محورها پررنگ‌تر از بقیه است.

نکته دیگری که زیاد دیده می‌شود، تأکید بر ایده آرمان‌شهر است: عدالت اجتماعی، اقتصاد، "خلوص"مذهبی، و البته گسترش مدام "خلافت".

بعضی روزها پررنگ‌ترین موضوع آموزش نظامی بود، فیلم و گزارش تصویری از تمرین‌های نظامی، رژه، و عملیات.

 

محتوایی که تولید می‌کنند آن‌قدر انبوه است و آن‌قدر عوض می‌شود که جز این مشاهدات کلی و سطحی چیز زیادی نمی‌شود گفت. مثلا، یک روز عادی ۲۳ شوال، روی‌هم ۵۰ مطلب مختلف تولید شده بود، از جمله عکس و فیلم از عملیات هجومی نیروهای دولت اسلامی در شمال سوریه و مدیحه‌سرایی برای کشته‌شدگان صلاح‌الدین – تصاویری که محورش مظلومیت بود، و "حمله هوایی صلیبی-صفوی" به استان‌های انبار و کرکوک عراق را نشان می‌داد.

در تولیدات روز ۲۳ شوال، اما، بیش از هرچیز تصویر زندگی "عادی" دیده می‌شد. تصویری که متولیان پروپاگاندای دولت اسلامی به دقت آن‌ را پرورانده بودند.

از کل ۵۰ مطلب تولیدی، ۳۲ تا زندگی عادی مردم را نشان می‌داد – کارگاه گچ‌کاری در موصل، توزیع روزنامه در فلوجه، مرمت پیاده‌رو در تلعفر، تعمیر خطوط تلفن در قیاره، مصادره و سوزاندن سیگار در شرقاط، حتی شترداری در بیرالقصب.

مشخص است که یک لحظه دست از تلاش برای شناساندن و محبوب کردن خودشان برنمی‌دارند. حین تحقیق بعضی محورها و روایت‌ها بیشتر به چشم می‌آمد. اما تا ماه تمام نشد درست متوجه روند جنگ روانی‌شان نشدم. تازه آن موقع بود که فهمیدم راز استراتژی رسانه‌ای دولت اسلامی چیست: "تولید، تولید، تولید".

آدم‌های رسانه‌ای دولت اسلامی آن‌قدر محتوا تولید می‌کنند که نمی‌شود دنبال کرد با این ترفند می‌خواهند کسی نفهمد چه کار می‌کنند. آن‌قدر اطلاعات روی اینترنت می‌گذارند که تشخیص تصویری که دارند از خودشان می‌سازند، غیرممکن می‌شود. از یک سو دشمن را شگفت‌زده و درمانده می‌کنند، از سوی دیگر آدم کنجکاو و آسیب‌پذیر را جذب می‌کنند.

در حقیقت آدم‌های رسانه‌ای دولت اسلامی آن‌قدر محتوا تولید می‌کنند که نمی‌شود دنبال کرد. با این ترفند می‌خواهند کسی نفهمد چه کار می‌کنند. آن‌قدر اطلاعات روی اینترنت می‌گذارند که تشخیص تصویری که دارند از خودشان می‌سازند، غیرممکن می‌شود. از یک سو دشمن را شگفت‌زده و درمانده می‌کنند، از سوی دیگر آدم کنجکاو و آسیب‌پذیر را جذب می‌کنند.

اما این ترفند روی من اثر نداشت، چون هم داده‌های ماه شوال را داشتم، هم چیزی را که سپری شده بود نگاه می‌کردم. در نتیجه می‌توانستم هزارتوی پروپاگاندای دولت اسلامی را بشکافم.

چیزی نگذشت که فهمیدم پروژه‌ای به‌عنوان یک تحقیق شخصی برای فهم ذهنیت کسانی که متولیان جنگ روانی دولت اسلامی هستند آغاز شده بود، حالا چیزی به‌مراتب بزرگ‌تر از آن شده.

اول همه چیزهایی را که گرد آورده بودم تصفیه کردم. بعد سعی کردم روند و رویه‌ها و نکات غیرعادی را پیدا کنم. چیزی که بلافاصله توجهم را جلب کرد، کمبود خشونت بود. در تحقیق‌های قبلی‌ام متوجه شده بودم که تصویری که دولت اسلامی از خود ساخته فراتر از قاتل دشمنان است. اما در روزهای آغازین شوال این تصویر اساسا مفقود بود.

حالا که فکر می‌کنم، عجیب نبود.

شوال بلافاصله بعد از ماه رمضان است. در حقیقت با جشن شروع می‌شود، با عید فطر. طبیعی است که دولت اسلامی می‌خواسته از این فرصت برای خودنمایی استفاده کند. تیم رسانه‌ایش می‌خواسته به مخاطبان، درون و بیرون سرزمین‌های موسوم به خلافت، نشان بدهد که دولت اسلامی "عید"ش هم بی‌رقیب است.

به همین خاطر تمرکز روی دو وجه اساسی آرمان‌شهر دولت اسلامی بوده: دین و زندگی اجتماعی "شهروندان".

توزیع فطریه بین فقرا در سوریه و لیبی مدام نمایش داده می‌شود. همین‌طور نماز عید و حال‌ و هوای روزهای جشن، که روشن است تولیدکنندگان دولت اسلامی زمان زیادی برای ثبت آن صرف کرده‌اند.

کودکان را می‌بینیم که در پارک‌ها بازی می‌کنند، آن‌ها که بی‌سرپرست‌ هستند،اسباب‌بازی و شیرینی می‌گیرند، سربازان را می‌بینیم که در خط مقدم سرود می‌خوانند، چای می‌نوشند و می‌خندند. در یک برنامه رادیویی که از شبکه رسمی دولت اسلامی (البیان) پخش شد، مجری "تصادفی" سراغ رهگذران می‌رود و از عید می‌پرسد – که طبیعتا همه بدون استثناء خوش و خرم‌ هستند.

روزهای اول ماه که گذشت، فاصله با ماه رمضان که بیشتر شد، آرام‌آرام محتوای با مضمون نظامی هم بیشتر شد – البته همچنان در کنار بازی کودکان و عبادت بزرگسالان.

عملا به ازای هر یک گزارش تصویری که نیروهای دولت اسلامی را در حال شلیک خمپاره یا بی‌حرمتی به جسد "دشمنان" یا فخرفروشی با غنایم نشان می‌داد، یک گزارش تصویری هم از برداشت طالبی، از صنایع دستی، از حیات وحش، از مصادره سیگار و کار رفتگران منتشر می‌شد.

روی‌هم ۶۹۶ گزارش تصویری در این دوره سی روزه تولید کردند. به‌علاوه ۶۲ ویدئو که کارهای مختلف "حکومت" را نشان می‌داد – از دفتر ثبت ازدواج و مدیریت نان گرفته، تا ویران کردن بناهای "بت‌پرستی" به دست پلیس مذهبی دولت اسلامی، و البته مجازات‌ علنی کسانی که عمل "خلاف شرع" انجام داده بودند.

یکی از این مجازات‌ها مربوط به مردی است که متهم به همجنس‌گرایی شده. او را از بام ساختمانی پرت می‌کنند و مردمی که جمع شده‌اند جنازه‌اش را با سنگ می‌زنند.

به ازای هر دو ویدئویی که زندگی عادی مردم را نشان می‌داد، یکی هم به عملیات نظامی دولت اسلامی می‌پرداخت: نیروهای در حال آموزش با تفنگ دوربین‌دار، "شهدایی" که پیش از منفجر کردن خودشان وصیت‌نامه‌شان را می‌خوانند، یا حمله به مواضع دشمن که همه جزئیاتش به دقت از پیش تعیین شده.

کنار این دوگانه زندگی عادی و نظامی یک ساز دیگر هم مدام کوک می‌شود: ساز مظلومیت. پیوسته تصویر کودکان کشته و زخمی می‌بینیم، زنان و سال‌خوردگانی که در حملات هوایی دشمن آسیب دیده‌اند و رنج‌شان سرمایه سیاسی دولت اسلامی است.

تصاویری که از این مردم پخش می‌شود همیشه دلخراش است، چه نتیجه حمله هوایی دولت سوریه باشد، چه حمله ائتلاف بین‌المللی. پخش می‌کنند که هم وجود خلافت خودخوانده دولت اسلامی را توجیه کنند، هم جنایات بی‌شمار خودشان را.

ماه ژوئیه مدام گزارش‌هایی منتشر می‌شد که قساوت دولت اسلامی کمتر شده، اما آن‌چه من دیدم، شبح خشونت همچنان حاضر و برقرار است.

پنج روز از ماه شوال گذشته بود که فیلمی منتشر کردند از یک سرباز حامی اسد در استان حمص، از پشت با گلوله زدندش و از بالای صخره‌ای پرت کردند. چهار روز بعد فیلم دیگری منتشر کردند از بریدن سر سه "جاسوس" در عراق. و کمی بعد، فیملی از گروهی از "دشمنان" دولت اسلامی در افغانستان که دست‌شان را بستند، روی زمینی که مواد منفجره کاشته بودند نشاندند، و منفجر کردند.

هرچه پیش می‌رفتیم، انگیزه کشتارهای دولت اسلامی روشن‌تر می‌شد. داشتند هشدار می‌دادند، اما نه به جامعه بین‌المللی. مخاطب فیلم‌ها مخالفان احتمالی درون سرزمین‌های تحت کنترل دولت اسلامی بود. پیام این بود: بین برد و باخت انتخاب کنید – یا آرمان‌شهر دولت اسلامی، یا کمک به دشمن و مرگی هولناک.

نکته مهم این است که هشدار گه‌گاه پخش می‌شود. آن‌قدر که مخاطب بترسد، اما بی‌تفاوت نشود. روشن است که پیامی که می‌خواهند – و نیاز دارند – بفرستند، پیام پیچیده‌ایست که با خشونت صرف حاصل نمی‌شود.

یک نکته دیگر هم توجهم را جلب کرد: این‌که دیگر صحبت چندانی از رحمت و هم‌دلی نیست، در حالی که در آغاز کار "خلافت" دیپلماسی عمومی دولت اسلامی بیش از هر چیز به این جنبه می‌پرداخت.

فقط یک یا دو نمونه دیدم که می‌خواستند پیکارجوهای خارجی را با پیام دوستی و برادری جذب کنند. پیام اصلی برای آن‌ها که قرار است بپیوندند پیام مذهبی بود.

از سوی دیگر، از وعده بخشش مخالفان تواب هم خبری نبود. هرچند دولت اسلامی گاه ادعایش را می‌کند، اما بخش بسیار کوچکی از محتوای آن ماه به این موضوع می‌پرداخت. می‌شود این‌طور تعبیر کرد که تولیدکنندگان پروپاگاندا می‌خواهند پیام‌شان را با استراتژی کلی سران‌شان هماهنگ کنند.

روزی نبود که چرخ عظیم پروپاگاندای دولت اسلامی نچرخد و چیزی بیرون ندهد. شاید هر یک از این تولیدات به تنهایی واجد معنا نباشد. اما کنار هم که قرارشان می‌دهید، تصویری جامع از زندگی تحت لوای دولت اسلامی به دست می‌دهد. تصویری که بالاخره برای هر مخاطبی چیزی در آن پیدا می‌شود.

شاید هر یک از تولیدات داعش به تنهایی واجد معنا نباشد. اما کنار هم که قرارشان می‌دهید، تصویری جامع از زندگی تحت لوای دولت اسلامی به دست می‌دهد. تصویری که بالاخره برای هر مخاطبی چیزی در آن پیدا می‌شود. صحنه‌های مجازات وحشیانه که مخالفان را بترساند و حامیان را راضی کند. تصاویری از رونق صنعت و کشاورزی که آن‌ها را که دنبال کسب‌وکارند جذب کند. و نمایش اجرای سرسختانه احکام قطع عضو و سنگسار و سر بریدن، که آن‌ها را که مشتاق نظم و قانون‌ هستند، خشنود کند – و البته جهادی‌های خارجی را که دوست دارند تحت تفسیری قرون وسطایی از شرع زندگی کنند.

صحنه‌های مجازات وحشیانه که مخالفان را بترساند و حامیان را راضی کند. تصاویری از رونق صنعت و کشاورزی که آن‌ها را که دنبال کسب‌وکارند جذب کند. و نمایش اجرای سرسختانه احکام قطع عضو و سنگسار و سر بریدن، که آن‌ها را که مشتاق نظم و قانون‌ هستند، خشنود کند – و البته جهادی‌های خارجی را که دوست دارند تحت تفسیری قرون وسطایی از شرع زندگی کنند.

کنار این‌ها، تصاویری از چشم‌اندازهای زیبا و حیات وحش پخش می‌شود که بهشت را به یاد مخاطب بیاورد.

در یک کلام این‌که "خلافت دولت اسلامی" فکر همه‌جای تصویری را که می‌خواهد بسازد کرده.

همه اطلاعات جمع‌آوری شده را که بررسی کردم، یک چیز دستگیرم شد. این‌که هدف پروپاگاندای دولت اسلامی فقط بیرونی نیست – از جذب مخاطب و حامی مالی جدید گرفته تا راضی نگه‌داشتن هواداران درونی هم هست، یعنی افکار عمومی در سرزمین‌های تحت کنترلش.

خودتان را جای یک شهروند عادی بگذارید که در یکی از شهرها و روستاهای تحت کنترل دولت اسلامی زندگی می‌کند: دسترسی به اینترنت ندارید، وقتی دارید هم یک داعشی بالای سرتان ایستاده و همه کارهایتان را زیر نظر دارد.

در "خلافت" دولت اسلامی جریان آزاد اطلاعات وجود ندارد، قرائت فقط قرائت رسمی است. خبر اگر هست، همان است که کارگزاران قدرت در یکی از ده‌ها مرکز رسانه‌ای سرهم‌بندی‌شده در قلمرو دولت اسلامی تولید و نشر می‌کنند.

در "خلافت" دولت اسلامی جریان آزاد اطلاعات وجود ندارد، قرائت فقط قرائت رسمی است. خبر اگر هست، همان است که کارگزاران قدرت در یکی از ده‌ها مرکز رسانه‌ای سرهم‌بندی‌شده در قلمرو دولت اسلامی تولید و نشر می‌کنند. در بروشورهایی که در این مراکز توزیع می‌کنند، فیلم‌هایی که روی تلویزیون‌‌ها یا پرده‌های بزرگ‌شان نمایش می‌دهند، اخباری که از بلندگوها پخش می‌کنند، همه حامل تصویری آرمانی از "خلافت" است.و مخاطب تمام و کمال در بند این روایت است.

در بروشورهایی که در این مراکز توزیع می‌کنند، فیلم‌هایی که روی تلویزیون‌‌ها یا پرده‌های بزرگ‌شان نمایش می‌دهند، اخباری که از بلندگوها پخش می‌کنند، همه حامل تصویری آرمانی از "خلافت" است.

و مخاطب تمام و کمال در بند این روایت است.

همین اتفاق آنلاین هم می‌افتد. من محتوای تولیدی‌شان را برای تحقیق نگاه می‌کردم، اما برای بسیاری هواداران دولت اسلامی، این محتوا، این پروپاگاندا، تنها منبع خبر و اطلاعات است. و از آن‌جایی که در رسانه‌های اجتماعی کاربران صرفا همان چیزهایی را که دوست دارند ببینند و بشنوند، انتخاب می‌کنند، اثر پروپاگاندا – مثل پژواک صدایی که در یک محیط بسته می‌پیچد – تشدید می‌شود.

از قضا مخاطبان اینترنتی دولت اسلامی افرادی هستند که به راحتی می‌توانند افکار و نظرات دیگر را دنبال کنند، اما به ندرت این کار را می کنند، یا هیچ‌گاه نمی‌کنند. در یک کلام می‌شود گفت معتاد الگوی بازاریابی دولت اسلامی می‌شوند.

ماه ژوئیه که این پروژه را شروع کردم، می‌خواستم استراتزی جنگ روانی و پروپاگاندای دولت اسلامی را بهتر بفهمم. اما تحقیقم به‌مراتب مفیدتر از آن‌که فکر می‌کردم، بود.

بررسی همه خروجی رسانه‌ای دولت اسلامی، ولو برای یک ماه، کمک کرد ابزاری را که این گروه با آن خودش را تعریف می‌کند – چه داخل و چه خارج قلمروش را بشناسم و تحلیل کنم. اگر این پروژه ادامه پیدا کند، اگر کسانی که با دولت اسلامی می‌جنگند این کار را گسترش دهند، شاید با آگاهی از این‌که تصمیم‌گیرندگان این گروه از پروپاگاندای‌شان چه می‌خواهند، بهتر و مؤثرتر بتوانند با انحصار اطلاعاتی‌اش مبارزه کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۴ساعت 6:36  توسط توکلی  | 

داعش

یکی از نقاط قوت دولت اسلامی این است که می‌داند چطور آسیب‌پذیرترین بخش‌های جامعه را هدف بگیرد و خشم‌شان را به سوی نظامی که از پاسخ‌گویی به بدیهی‌ترین نیازهای شهروندانش عاجز است، هدایت کند.

برای این‌که ظهور ناگهانی دولت اسلامی و گسترش قلمرو اش در عراق و سوریه را بهتر بفهمیم، لازم است این سازمان را در چارچوبی بزرگ‌تر، یعنی جنبش جهادی در همه‌جای جهان، نگاه کنیم.

به‌طور مشخص باید نسبت‌ دولت اسلامی را با سازمانی که از دل‌ آن برآمده بررسی کنیم: یعنی القاعده بین‌النهرین، یا آن‌طور که خیلی‌ها می‌شناسند، القاعده عراق.

سال ۲۰۰۳ میلادی نیروهای تحت رهبری آمریکا عراق را اشغال کردند. بلافاصله حزب حاکم بعث و ارتش عراق منحل شد. نتیجه خلاء قدرت و مقاومت مسلحانه بود، که کنار هم بستری مناسب شدند برای رشد القاعده عراق و نفوذش به ساختار سیاسی شکننده این کشور.‌

البته رشد سریع القاعده عراق بدون مشکل هم نبود. دو اتفاق به طور خاص گسترش‌ آن را به خطر انداخت.

اول، درگیری این گروه سلفی-جهادی با سران قبایل سنی عرب در سال ۲۰۰۶ میلادی بود. سران قبایل که از سلطه افراط‌گرایی و وحشت‌پراکنی در سرزمین‌های‌شان به خشم آمده بودند، جنگی داخلی راه انداختند که در نهایت به همکاری رسمی قبیله‌ها با آمریکایی‌ها انجامید.

دوم، کشته شدن ابو مصعب زرقاوی، بنیان‌گذار و رهبر القاعده عراق، به دست آمریکایی‌ها بود. این اتفاق هم در همان سال ۲۰۰۶ رخ داد و نقطه عطفی بود که به تضعیف و افول این سازمان افراطی انجامید.

بعد از حدود چهار سال دوران گذار، در سال ۲۰۱۰ ابوبکر بغدادی به‌عنوان رهبر القاعده عراق معرفی شد.

تجربه نظامی

بی‌رحمی دولت اسلامی آینه تمام‌نمای چند دهه حکم‌رانی بعثی‌هاست. دورانی که پیوندهای اجتماعی را در عراق گسست، و زخم‌هایی آفرید که هنوز چرکین‌اند

به قدرت رسیدن بغدادی هم‌زمان بود با قطبی شدن بیش از پیش فضای سیاسی عراق، فضایی که در آن سیاست‌های دولت مرکزی جمعیت سنی کشور را تضعیف کرده و به حاشیه رانده بود.

باور عمومی این بود که سیاست‌های فرقه‌ای نوری مالکی، نخست‌وزیر وقت، از ایران دیکته می‌شود. بغدادی از این نکته استفاده کرد و سازمان‌اش را به‌عنوان پرچم‌دار سنی‌ها در جنگ با رژیم شیعه در بغداد معرفی کرد.

تحت فرماندهی بغدادی، شیوه‌های عملیاتی سازمان در سطوح مختلف تغییر کرد.

او ساختار نیروی نظامی تحت فرمانش را به‌طور کامل تغییر داد و افسران باتجربه و کاردان ارتش منحل‌شده صدام، به‌خصوص گارد جمهوری، را جذب کرد. همین‌ها بودند که از دولت اسلامی یک نیروی جنگی حرفه‌ای ساختند، یک ماشین آدم‌کشی.

به گفته یک منبع آگاه عراقی، بغدادی به یک شورای نظامی متشکل از ۸ تا ۱۳ افسر سابق ارتش عراق متکی است.

بغدادی یکی از انگشت‌شمار چهره‌های مهم جهادی بود که از همان آغاز اهمیت بحران سوریه را درک کرد. او خیلی زود فهمید از آب گل‌آلود سیاست سوریه ماهی‌های بزرگی می‌شود گرفت. در نهایت همین درگیری‌های عراق و سوریه بود که کمک کرد بغدادی القاعده عراق را به قدرتی که امروز می‌بینیم بدل کند.

ابوبکر بغدادی: رهبر رمزآلود

در مورد ابوبکر بغدادی، رهبر دولت اسلامی، چیز زیادی نمی‌دانیم. جدا کردن واقعیت از افسانه در مورد او کار آسانی نیست.

پیروان‌اش ادعا می‌کنند از دانشگاه اسلامی بغداد دکترا گرفته و تحقیق‌اش در حوزه فرهنگ اسلامی، تاریخ، شرع و فقه بوده است. به این ترتیب او را مردی عالم در امور دینی معرفی می‌کنند که عبای خلافت و رهبری امت اسلامی به تنش برازنده است.

تبلیغات‌چی‌های بغدادی گاه تا آن‌جا پیش می‌روند که می‌گویند رهبرشان از نوجوانی مؤمن و اهل یادگیری بوده و مقدر بوده جایگاهی رفیع پیدا کند.

اما کسانی که از قبل او را می‌شناخته‌اند تصویری کاملا متفاوت ارائه می‌کنند، تصویر یک آدم عادی، متولد شهر سامره در منطقه معروف به "مثلث سنی" در شمال بغداد، پرخاش‌جو و عصبی، و مدام در حال تغییر موضع بین ایدئولوژی‌های مختلف.

داستان زندگی بغدادی هرچه که باشد، یک چیز قطعی است: این‌که گام گذاشتن‌اش در مسیر افراط‌گرایی و نظامی‌گری مربوط به دورانی‌ست که آمریکایی‌ها عراق را اشغال کردند و او به زندان افتاد.

آمریکایی‌ها او را به جرم این‌که "پیاده نظام" سنی‌ها بوده دستگیر کردند و به کمپ بوکا نزدیک ام قصر بردند. او بین سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ میلادی در این قرارگاه در جنوب عراق بود. در بوکا جهادی‌های القاعده در عراق را دید و توانست شبکه‌‌ای از تندروهای مذهبی هم‌فکرش بسازد. در همین دوران با افسران ارتش منحل‌شده صدام هم آشنا شد. در واقعا پیوند نامیمون جهادی‌ها و افسران پیشین حزب بعث همان‌جا شکل گرفت.

دولت اسلامی برای جذب سرباز و نیروی پلیس سراغ محروم‌ترین محله‌های موصل و رقه رفته که بین شهرهای تحت کنترل‌اش در عراق و سوریه از همه پرجمعیت‌تر اند. افرادی که به دولت اسلام می‌پیوندند اسلحه و حقوق می‌گیرند

سال ۲۰۱۱ میلادی که آمریکایی‌ها از عراق عقب‌نشینی کردند، القاعده عراق حداکثر چند صد نفر آدم داشت. حالا ارتش فرقه‌گرای دولت اسلامی بین ۱۷۰۰۰ تا ۳۲۰۰۰ نفر نیرو دارد.

این در حالی‌ است که در دهه نود میلادی، زمانی که القاعده مرکزی در اوج قدرتش بود، چیزی بین ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ پیکارجو داشت – واقعیتی که نشان می‌دهد جهادگرایی فرامرزی در مقایسه با "دشمن بیخ‌گوش" یا همان جهادگرایی محلی چقدر محدود است.

جنگ درون‌جهادی

سال ۲۰۱۱، بغدادی یکی از نیروهایش به نام ابومحمد جولانی را به سوریه فرستاد تا در آن سرزمین جنگ‌زده حلقه‌های جهادی بسازد. از دل همین مأموریت بود که جبهه نصرت، بازوی القاعده مرکزی در سوریه، بیرون آمد.

سوریه برای تأمین تسلیحات و نفرات و دیگر منابع مکان مناسبی بود. علاوه بر این چون تار و پود جامعه و نظام سیاسی‌اش از هم گسیخته بود، جهادی‌های دولت اسلامی آن‌جا انگیزه بیشتری برای فعالیت داشتند.

اما سال ۲۰۱۳ اختلاف‌ رهبران گروه بالا گرفت.

بغدادی می‌خواست القاعده عراق و جبهه نصرت زیر پرچم موجودیتی جدید به نام دولت اسلامی عراق و شام (داعش) متحد شوند. جولانی با این یکی شدن مخالف بود. الظواهری، رهبر القاعده، هم از او حمایت می‌کرد. دست آخر جولانی با ظواهری بیعت کرد.

جنگ داخلی جهادی‌ها آغاز شد. دولت اسلامی یک طرف، جبهه نصرت یک طرف. هزاران پیکارجوی آموزش‌دیده کشته شدند و نبرد قدرت بغدادی و استاد پیشین‌اش ظواهری علنی شد.

در حال حاضر دولت اسلامی عملا رهبری عملیاتی جریان جهانی جهادگرایی را در دست گرفته و سازمان مادر را زیر سایه برده است.

شدت و ابعاد خشونت دولت اسلامی – که ریشه در تاریخ خون‌بار معاصر عراق دارد – به مراتب بیشتر از دو موج جهادگرایی دهه‌های اخیر است.

بی‌رحمی دولت اسلامی آینه تمام‌نمای چند دهه حکم‌رانی بعثی‌هاست. دورانی که پیوندهای اجتماعی را در عراق گسست، و زخم‌هایی آفرید که هنوز چرکین‌اند.

میراث دیگر آن دوران، روستایی شدن موج سوم جهادگرایی است. در دو موج قبلی جهادگرایی رهبران از نخبگان اجتماعی بودند و نیروها عموما تحصیل‌کردگان طبقه زیر متوسط شهری. اما بدنه اصلی دولت اسلامی غیرشهری‌ست. اکثر نیروهایش به لحاظ فکری یا دانش دینی حرفی برای گفتن ندارند.

زوال اجتماعی

دولت اسلامی توانسته با سنی‌های روستایی و محروم قاطی شود و پایگاه اجتماعی درخور توجهی بسازد. این مناطق محروم قلب تپنده درگیری‌اند. دهه‌ها زوال اجتماعی و فساد دولتی جوان‌های این مناطق را به‌طور کامل از ساختار سیاسی زده کرده است.

به‌عنوان مثال دولت اسلامی برای جذب سرباز و نیروی پلیس سراغ محروم‌ترین محله‌های موصل و رقه رفته – که بین شهرهای تحت کنترل‌اش در عراق و سوریه از همه پرجمعیت‌تر اند. افرادی که به دولت اسلام می‌پیوندند اسلحه و حقوق می‌گیرند. دولت اسلامی حتی در قالب نیروی "نگهبانی" به آنها اختیار هم می‌دهد.

پیش‌روی‌ سریع و پیروزی‌های نظامی این گروه دو دلیل دارد: یکی ترساندن دشمن و دیگر همراه کردن جمعیت محروم سنی – که به شیوه‌های مختلف انجام می‌شود، از وعده‌های مالی گرفته تا پارتی‌بازی و سوداگری، یا تضمین امنیت قاچاق و سهم‌دهی از تجارت و قاچاق نفت در شرق سوریه.

از خیلی جهات می‌توان گفت آنچه می‌بینیم فراتر از فرقه‌گرایی و خصومت شیعه و سنی، و به‌نوعی جنگی اقتصادی-اجتماعی است. خیزش طبقات محروم شهری و روستایی در حقیقت در بطن جریانی‌ست که به بهار عربی معروف شده است.

یکی از نقاط قوت دولت اسلامی این است که می‌داند چطور آسیب‌پذیرترین بخش‌های جامعه را هدف بگیرد و خشم‌شان را به سوی نظامی که از پاسخ‌گویی به بدیهی‌ترین نیازهای شهروندانش عاجز است، هدایت کند.

سیل پیکارجوهای خارجی که از جهان عرب و ورای آن به دولت اسلامی پیوسته‌اند، نشان می‌دهد روایت متفاوت دولت اسلامی چقدر تأثیرگذار بوده و توانسته از سیاهی‌لشکرها آدم‌کشانی تمام‌عیار و وفادار بسازد، مردانی که حاضرند جان‌شان را برای گروه بدهند.

تبلیغات گسترده و چندلایه دولت اسلامی می‌تواند جوان‌های سرخورده سنی را هرجای جهان که باشند جذب کند. در این تبلیغات دولت اسلامی خود را جنبشی پیشرو معرفی می‌کند که در نبردها پیروز است و راه رستگاری می‌رود. به این ترتیب به مخاطبان جوانش هم جهان‌بینی آرمان‌گرایانه می‌دهد هم پروژه‌ای سیاسی – یعنی احیای خلافت.

دولت اسلامی از نظریه جنگ تمام‌عیار پیروی می‌کند، بدون قید و بند. از هرگونه ریش‌سفیدی و مصالحه بیزار است، حتی با اسلام‌گرایان سنی رقیب. برعکس القاعده مرکزی، برای توجیه اعمال‌اش به الهیات متوسل نمی‌شود و تا کنون لازم ندیده یک مرام‌نامه مذهبی منتشر کند.

واقعیت این است که بدون اینها هم عملا خلافت تأسیس کرده و بر سرزمین‌هایی وسیع در سوریه و عراق حکم می‌راند – سرزمین‌هایی حدودا به اندازه بریتانیا، با حدود پنج میلیون نفر جمعیت.

احساس نومیدی

با این همه، دولت اسلامی به‌مراتب شکننده‌تر از آن است که بغدادی دوست دارد نشان بدهد.

از جمع واعظان جهادگرای سرشناس یا رهبران سازمان‌های سیاسی اسلام‌گرا هیچ‌کس دعوت‌اش را پاسخ نگفته. علمای اسلامی هم – از جمله سرشناس‌ترین روحانی‌های سلفی – خلافت او را بی‌ارزش و باطل خوانده‌اند.

دولت اسلامی تا زمانی که در نبردها پیروز می‌شود می‌تواند به‌رغم همه ضعف‌های نظری و مخالفت‌های گسترده در جوامع مسلمان به فعالیتش ادامه بدهد. آن‌چه وعده آرمان‌شهر این گروه را پذیرفتنی می‌کند، پیروزی است.

مشکل این‌جاست که به‌محض توقف پیشروی، نبود یک ایدئولوژی منسجم خودش را نشان خواهد داد و زوال اجتماعی این گروه را تسریع خواهد کرد.

یکی از نقاط قوت دولت اسلامی این است که می‌داند چطور آسیب‌پذیرترین بخش‌های جامعه را هدف بگیرد و خشم‌شان را به سوی نظامی که از پاسخ‌گویی به بدیهی‌ترین نیازهای شهروندانش عاجز است، هدایت کند

خیلی از سران قبایل عراقی معترف‌اند که پسرهای‌شان نه به‌خاطر ایدئولوژی اسلام‌گرایی، که برای مقاومت برابر حکومت مرکزی فرقه‌گرا در بغداد و حامی منطقه‌ای‌اش ایران، به کاروان دولت اسلامی پیوسته‌اند.

تسخیر برق‌آسای منطقه موسوم به "مثلث سنی"، بمب‌گذاری‌های انتحاری – به‌ویژه علیه شیعیان – و ادبیات ضد آمریکایی، از عواملی است که جوان‌های سنی را که احساس می‌کنند آمریکا – با کمک ایران – کشورشان را استعمار و تحقیر کرده، جذب می‌کند.

تعجبی ندارد که هزاران عراقی سنی بدون آن‌که از ایدئولوژی اسلام‌گرایی افراطی پیروی کنند، زیر پرچم دولت اسلامی می‌جنگند.

شاید یکی از نگران‌کننده‌ترین جنبه‌های سیاست دولت اسلامی در مواجهه با سنی‌های محروم و و بی‌صدا این است که به حس نومیدی و یأس عمیق موجود در منطقه دامن می‌زند. همان حسی که بین سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۲ میلادی قیام‌های مردمی جهان عرب را برانگیخت.

دهه‌هاست که مردم عادی خاورمیانه برای آزادی، حقوق انسانی و حق حاکمیت بر سرنوشت‌شان بی‌خشونت مبارزه کرده‌اند.

دولت اسلامی می‌خواهد نشان بدهد وحشی‌گری به‌عنوان ابزاری برای بسیج توده‌ها مؤثرتر است تا مقاومت مدنی علیه حاکمان محلی و استعمار خارجی. اما با این کار در واقع همان کار دیکتاتوری‌های منطقه را می‌کند: یعنی مشروعیت‌بخشی به استبداد به نام اصالت.

از طرف دیگر با ادعای این‌که تنها گزینه موجود علیه نظام‌های سیاسی فاسد است، عملا عاملیت مردم را هم ازشان می‌گیرد.

دست آخر این‌که گروه‌هایی مثل دولت اسلامی و جبهه نصرت با انکار قدرت و نقش محوری جنبش‌های مدنی در دگرگونی جوامع، در واقع روایتی می‌سازند که در آن مقاومت یعنی خشونت بی‌رحمانه و کور، و دیگر هیچ.

میراث ماندگار

از این منظر یکی از بزرگ‌ترین آسیب‌های دولت اسلامی که اثرش تا سال‌ها باقی خواهد ماند، خنثی کردن و از بین بردن رویکردهای مدنی است که می‌تواند مایه دگرگونی یک کشور یا کل منطقه باشد.

در نتیجه راه تضعیف دولت اسلامی همکاری نزدیک با سنی‌هایی‌ست که او را برگزیده‌اند. البته چنین رویکرد از پایین به بالا سرمایه‌گذاری قابل‌توجه فکری و مادی می‌طلبد.

مؤثرترین راه ضربه زدن به دولت اسلامی از بین بردن پایگاه اجتماعی‌اش است – از راه جلب اعتماد حامیان‌اش – و البته تمام کردن درگیری در سوریه – که منبع و انگیزه و پناهگاه – دولت اسلامی است.

صدالبته پاک کردن خاورمیانه از دولت اسلامی راه حل ساده یا سریع ندازد. چراکه این گروه در حقیقت نشانه ویرانی نهادهای حکومتی، شرایط اسف‌بار اجتماعی-اقتصادی و گسترش آتش فرقه‌ای در منطقه است.

دولت اسلامی برآمده از سرخوردگی‌های انباشته است، نتیجه قطبی شدن و بسیج اجتماعی و ایدئولوژیکی که از یک دهه پیش آغاز شده است.

 منبع : بی بی سی 

http://www.bbc.com/persian/world/2015/01/150115_islamic_state_is

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۴ساعت 4:47  توسط توکلی  | 

نخستین خبر حمله هوایی روسیه به مواضع داعش در مورخ چهارشنبه 8 مهر از یکسو خبر خوبی بود چرا که باوجود قدرت بزرگی مانند روسیه امید به پایان جنگ چهارساله را افزایش میداد ولی این خبر خوب درعین حال حکایت از حاشیه هایی داشت که آن حاشیه ها ذائقه را تلخ میکرد . حاشیه این خبر چیزی نبود جزء ورود دوباره دو قدرت قدیمی روسیه و آمریکا در تقسیم زمین, اندک زمانی قبل یعنی قبل از فرو پاشی شوروی سابق تقریبا کره زمین میان دو قدرت آمریکا و شوروی تقسیم شده بود و این تقسیم تا آنجا ادامه یافته بود که در میان کشور آلمان دیواری این تقسیم بندی را نشان میداد.
و اما امروز بار دیگر چانه زنی برسر تقسیم کشوری میان آمریکا و روسیه درحال شکل گیری است.
آمریکایی ها با شیطنت تمام با استفاده از عواملی مانند عربستان قطر و ترکیه گروه هایی را مسلح و روانه سوریه کردند و آنگاه بگونه ای عمل کردند که توازن قوا بین اسد و شورشیان تقریبا یکسان باشد ؛ البته اینطور بنظر میرسید که طرف آمریکایی ها ایران باشد تا روسیه به عبارتی وضعیت در سوریه را بگو نه ای در آورد که ایران متمایل به همکاری با آمریکا شود ولی به ناگاه روسیه وارد صحنه شد و صحنه بازی را نه تنها برهم زد بلکه میدان دار سوریه گردید.
آمریکایی ها ابتدا سعی کردند که با ارسال تجهیزات پیشرفته از نوع موشک های استینگر روسیه را تحت فشار قرار دهند ولی جدیت روس ها و خطر از کنترل خارج شدن موشک ها این نظریه را منتفی کرد.
موضوع از این قرار بود که ، قطر از طریق ترکیه موشک های جدید زمین به هوا از نوع استینگر به سوریه فرستاد تا مخالفان سوری بتوانند به کمک آنها جنگنده های روسی را هدف قرار دهند اما دولت ترکیه از فرستادن این محموله ها به تقاضای واشنگتن خودداری کرده است. واشنگتن هشدار داده ارسال این موشک ها می تواند جنگ با روسیه را به مرحله بی پایانی برساند و برای همین از ترکیه خواسته است موشک های ارسال شده از سوی قطر را به آن کشور باز گرداند. این عقب نشینی آمریکا متعاقب هشداری بود که روس ها به قطری دادند؛ روسیه به روشنی هشدار داد که عزم خود را جزم کرده است که تمامی گروه‌های تروریستی را بدون استثنا از بین ببرد و در این کار تاب مقاومت هیچ کشوری در برابر خود را ندارد و در برابر هر گونه واکنش ایذایی به شدت واکنش نشان خواهد داد.
واقعیت تلخ 
طی چند دهه اخیرا رفتار آمریکایی ها نشان داده که بی محابا و بدون شرمساری با رفتار فرعون مابانه گام به گام کشورها را یکی پس از دیگری به ویرانه تبدیل میکند اگر قذافی دیکتاتور بود ولی کشورش اینچنین نا امن و دستخوش حوادث تروریستی نبود ؛ روی کار آوردن نظامیان در مصر و به بند کشیدن مرسی ؛ تجاوز سعودی ها به یمن با چراغ سبز آمریکا ؛ کمک به شکل گیری داعش با نیت وادار کردن عراقی ها به بازگرداندن سربازان رانده شده آمریکایی از عراق ؛ چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد. حمایت امریکایی ها از وهابیت سعودی یعنی کسانی که افکارشان زاینده تروریست است حقیقت تلخ دیگری است که سردراز دارد . آمریکا نشان داده برای رسیدن به هدف از هیچ کار کثیفی اباء نداشته و ندارد ملت ایران خوب میداند که گروهک کثیفی مانند منافقین که خود مجاهدین خلق ایران میخوانند چه کسانی هستند آنان همان ستون پنجمی هستند که در کنارصدام حسین به روی مردم خود سلاح کشیدندو اگر توان آنرا داشتند کشور ایران را به صدام تقدیم میکردند و حال این جماعت در پناه آمریکایی ها به جاسوسی برعلیه ملت خود مشغول هستند.
عدو شود سبب خیر 
البته آنچه از این رفتار فرعون مابانه آمریکایی ها نصیب ملت ها شده خود نعمتی است آسمانی چراکه زیر دستکش مخملی آمریکایی ها دست چدنی برملاشد و امریکایی ها به چنان ذلت و بدبختی گرفتار شدند که برای ادامه حیات سیاسی به گزینه های استفاده ابزاری داعش روگردان شدند. آمریکایی ها صرفا باتکیه بر قدرت نظامی و برتری اقتصادی خود است که نفس می کشد نه به ماهیت و اعتبار و این بدترین برای اوست .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۴ساعت 18:18  توسط توکلی  | 


شیطنت آمریکایی ها در سوریه یا بهتر گفته شود ؛ جای پا در آینده سوریه صورت گرفت .
ارسال مهمات برای شورشیان همزمان با تشکیل ائتلافی از مخالفان در سوریه
خبرگزاری بی بی سی
همزمان با اعلام تشکیل ائتلاف تازه ای در سوریه با حضور یگان های کردی مدافع خلق و 'جبهه انقلابیون رقه'،‌ وزارت دفاع آمریکا گفته است که این کشور بیش از ۴۵ تن مهمات در اختیار گروه‌های شورشی که با گروه های پیکارجوی اسلام گرا در شمال شرقی سوریه می جنگند، قرار داده است.
به گفته سخنگوی پنتاگون هواپیماهای ترابری نظامی سی-۱۷، با پشتیبانی جنگنده‌های آمریکایی بیش از یکصد محموله مهمات به علاوه سلاح‌های سبک و نارنجک را در استان حسکه در اختیار شورشیان قرار دادند.
این منطقه درحال حاضر تحت کنترل یگان‌های مدافع خلق قرار دارد.
آمریکا گفته است که تمامی این تجهیزات که از هواپیماهای ترابری پرتاب شده است، بدون مشکلی به دست شورشیان رسیده است.
این اقدام چند روز پس از آن صورت می گیرد که آمریکا یک برنامه ۵۰۰ میلیون دلاری برای آموزش هزاران شورشی "میانه رو" برای مقابله با داعش را رها کرد.
قرار است در عوض از این پول برای ارائه مهمات و مقداری سلاح به فرماندهان گروه های شورشی که از قبل در کارزار نبرد بوده اند استفاده شود.
'عملیات تهاجمی رقه'
سخنگوی پنتاگون گفت که محموله های تازه برای گروه های عرب سوری که رهبران آنها از قبل تایید صلاحیت شده و مورد اعتماد ائتلاف ضدداعش تحت رهبری آمریکا هستند ارسال شد.
Image copyrightReuters
سخنگوی یکی از این گروه ها به نام "جبهه انقلابیون رقه" به خبرگزاری رویترز گفت که به آنها گفته شده این تدارکات برای کمک به شروع یک عملیات مشترک تهاجمی به شهر رقه، پایگاه داعش، است که با همکاری یگان های مدافع خلق که کرد است انجام خواهد شد.
جبهه انقلابیون رقه و یگان های مدافع خلق بخشی از ائتلافی از گروه های عرب و کرد به نام نیروهای دموکراتیک سوریه هستند که تشکیل آنها دوشنبه اعلام شد.
یگان های مدافع خلق در بیانیه ای که به رویترز ارسال شد گفت "تحولات سریع در جبهه های نظامی و سیاسی" نیازمند "یک نیروی متحد ملی نظامی برای همه سوری ها، با حضور کردها، اعراب، مسیحیان سریانی و سایر گروه هاست."
جنگجویان یگان های مدافع خلق در یک سال گذشته با حمایت شورشیان عرب و حملات هوایی ائتلاف تحت رهبری آمریکا، داعش را از بخش های وسیعی از شمال سوریه بیرون رانده اند و اکنون بخش اعظم حسکه را کنترل می کنند. دولت سوریه هم در پایتخت این استان حضور دارد.
تشدید عملیات هوایی روسیه
همزمان بنابه گزارش ها در شمال غربی سوریه، جنگنده های روسیه حملات به مواضع شورشیان در دشت سهل الغاب را تشدید کرده اند که همزمان است با نبرد نیروهای دولتی برای بازپس گیری کنترل این ناحیه استراتژیک.
فعالان و مقام ها گفتند که نبردها در روستای "کفر نبوده" در استان حما متمرکز است.
گرفتن این ناحیه باعث قطع یک بزرگراه می شود و به نیروهای دولتی امکان دسترسی به استان ادلب - که بخش اعظم آن در اختیار ائتلافی از شورشیان است - را می دهد.
وزارت دفاع روسیه گفت که در ۲۴ ساعت گذشته نیروهای داعش را در ۵۳ نقطه در استان های حما، حمص، لاذقیه و ادلب هدف گرفته است. با این حال تصور می شود که حضور داعش در استان حما محدود باشد.
سفر دی میستورا به روسیه
از سوی دیگر استفان دی میستورا، فرستاده ویژه سازمان ملل در امور سوریه، در تلاشی برای پایان مناقشه سیاسی سوریه به مسکو رفته است. قرار است او بلافاصله بعد از این سفر به واشنگتن برود.
او در آستانه سفر به مسکو گفت امیدوار است که روسیه و آمریکا با تشکیل حداقل یک گروه تماس از کشورهای حامی گفت و گو برای یافتن راه حل سیاسی برای مناقشه سوریه موافقت کنند.
آقای دی میستورا در ماه ژوئیه پیشنهاد ایجاد گروه های تماس برای بحث درباره مسائل سوریه از جمله حفاظت از غیرنظامیان را داده بود.
سرگی لاوروف وزیر خارجه روسیه هم روز دوشنبه در کنفرانسی خبری گفت که او به "ایجاد ائتلافی میان نیروهای تحت رهبری آمریکا و ارتش روسیه علاقه مند است."
آقای لاوروف گفت که از کسانی که "مدعی آگاهی بهتر از اوضاع در کارزار هستند" خواسته است موقعیت پیکارجویان داعش را در اختیار روسیه قرار دهند اما تاکنون پاسخی دریافت نکرده است.
او همچنین گفت که روسیه آماده همکاری با "مخالفان به اصطلاح میهن پرست" سوریه است اما نیازمند اطلاع از موقعیت آنهاست.
روسیه همچنین از دستگیری گروهی از شهروندانش در مسکو در عملیات ضدداعش خبر داد.
سازمان امنیت روسیه (اف اس بی) گفت بعضی از دستگیر شدگان در اردوگاه هایی در سوریه آموزش دیده بودند و مظنون به برنامه ریزی حمله در خاک روسیه بودند.
منبع :
http://www.bbc.com/persian/world/2015/10/151012_l31_syria_ammunition_us?ocid=socialflow_facebook

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۴ساعت 6:1  توسط توکلی  | 

رابطه با آمریکا ممنوع  علتی ندارد جزء رفتار نامناسب آمریکایی ها نمونه ای از این رفتار شیطانی عبارت است از

-مجوز حمله عربستان و یازده متحد او به یمن  با نیت تحت فشار قرار دادن ایران به نزدیکی با آمریکایی ها .

-نجات داعش در چندین عملیات درعراق بخصوص هنگامی تکریت در حال تسخیر بود آمریکایی ها یک توقف اجباری بوجود آورده و ابتدا سران گرفتار داعش را با هلی برد نجات داده و سپس اجازه ادامه عملیات به ارتش و مردم عراق داده شد.

-تروریست ها و داعش در سوریه شروع به عملیات و بدست آوردن زمین های بیشتر نمودندکه این امر مدیون سلاح های جدید آمریکا باواسطه قطر به تروریست ها بود.

-بازی های از پیش تعیین شده کنگره درخصوص مخالفت با توافق هسته ای آمریکا - ایران .

-تهدید مکرر ادامه تحریم .

-جنگ رسانه ای امریکا با ایران در اشکال مختلف.

-و آخرین آن حادثه مکه یا حج 94 ؛ برکسی پوشیده نیست  که عربستان سعودی در پناه آمریکا اینطور گستاحانه اجساد حجاج را با بلدیزر همانند زباله به این طرف و آنطرف میبرد؛گرچه ظن و گمان هایی نیز وجود دارد که دوحادثه پی در پی چه بسا طرحی شیطانی ازسوی آمریکا و عربستان برای ربایش اشخاص خاصی از ایران بوده است بیاد داشته باشیم هنوز 67حاجی ایرانی مفقود الاثر هستند .(ایاجای تعجب ندارد که در حادثه خفگی یا سقوط جرثقیل مفقود و الاثر یعنی چه ).

مسلماٌبخش وسیعی از  اطلاعاتی که رهبر انقلاب درخصوص رفتارهای شیطانی  آمریکایی ها دارد چه بسا محرمانه و طبقه بندی است و قابل ذکر نباشد از جمله اینکه قطعا رهبر خوب میداند در حادثه مکه چه اطلاعاتی بخطر افتاده است .

و اما نقطه نظرات مندرج در سایت بی بی سی باعنوان  ؛

ایران و گفت‌گو با آمریکا: یک موضوع، دو نگاه

  • 50 دقیقه پیش
Image copyrightkhamenai.ir

توافق هسته‌ای بین ایران و کشورهای ١+۵ در حقیقت توافق بین ایران و آمریکا بود. اکثر تحلیلگران غربی، به خصوص تحلیلگران آمریکایی، معتقد بودند که با توافق بر سر مسئله هسته‌ای فرصت تاریخی برای گفتگوهای گسترده‌تر بین ایران و آمریکا به وجود آمده که در طول ٣٧ سال گذشته نظیر نداشته است.

فراهم آمدن این فرصت همزمان شد با پیدایش و اوج‌گیری داعش که تهدیدی برای منافع هر دو کشور محسوب می‌شود. از این‌رو، کمتر کسی تصور می‌کرد که ایران و آمریکا گام‌های بعدی را در جهت همکاری با یکدیگر برای غلبه بر بحران‌های موجود، به خصوص در عراق و سوریه، بر ندارند، علی‌الخصوص که آیت‌الله خامنه‌ای گفته بود که در صورت حل مسئله هسته‌ای "این تجربه را می‌توان در مسائل دیگر ادامه داد".

با تمام این احوال، سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای در روز ١۵ مهر ماه، به احتمال قریب به یقین، موضوع مذاکرات گسترده‌تر ایران با آمریکا را، تا آینده قابل پیش‌بینی به بایگانی سپرد. وی گفت: "مذاکره با آمریکا ممنوع است."

این سخنرانی پس از مسافرت حسن روحانی و محمد جواد ظریف برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل ایراد شد و به ظن قوی در واکنش به اتفاقاتی بود که در نیویورک افتاد.

آشتی یا دشمنی

آقای روحانی دو نشست یکی در روز ٣ مهر با روزنامه‌نگاران، و دیگری در روز ۵ مهر با پژوهشگران و صاحبان اندیشه آمریکایی داشت. در این دو نشست روحانی حرف هایی زد که به وضوح به روند آشتی بین ایران و آمریکا اشاره داشت.

وی با اشاره به اینکه هم در ایران و هم در آمریکا کسانی وجود دارند که مخالف توافق هسته‌ای هستند و ترجیح می‌دهند که دشمنی‌های گذشته را زنده نگاه دارند گفت که "اگر ما این دشمنی و این تنش را ادامه دهیم نتیجه آن چه خواهد شد؟ جنگی در بگیرد؟... باید به فکر آینده باشیم. تجدید تنش و دشمنی به نفع هیچ‌کس نخواهد بود."

او در جمع پژوهشگران و صاحبان اندیشه در نیویورک هم گفت، اینکه ما فکر کنیم که تا ابد این دشمنی و تنش و نداشتن رابطه ادامه خواهد داشت، چنین چیزی غیرممکن است.

روحانی در جمع روزنامه‌نگاران تأکید کرد که هر دو طرف، یعنی ایران و آمریکا، باید تمرکز بیشتری به خرج دهند که برای مسائل فی مابین راه‌حل پیدا کنند. او پیدا کردن راه‌حل‌ها و رسیدن به چنان هدفی را "ممکن دانست". او هم‌چنین به موضوع پیشرفت در رابطه ایران و آمریکا اشاره کرد و گفت که دو سال پیش کسی تصور نمی‌کرد که وزرای امور خارجه ایران و آمریکا هفته‌ها و ماه‌ها با هم بر سر میز مذاکره بنشینند.

در کنار این سخنان، دست دادن آقای ظریف با پرزیدنت اوباما نیز مزید بر علت شد و انفجاری در جناح محافظه‌کار پدید آورد که پایگاه اصلی آقای خامنه‌ای به شمار می‌روند.

آقای خامنه‌ای نمی‌خواست مستقیماً با جناح میانه‌رو، که حداقل بر اساس نتایج انتخابات ٩٢، پایگاه بزرگی در ایران دارد، درگیر شود. اما از سوی دیگر هم نمی‌توانست نتیجه حاصل از سونامی توافق هسته‌ای، که منجر به شکل‌گیری زمینه نزدیکی با آمریکا شده را نادیده بگیرد. این امر می‌توانست به جایگاه ولی فقیه، بعد از نزدیک به سه دهه رهبری مبارزه با آمریکا در ایران و حتی منطقه، نزد حامیانش، آسیب جدی وارد کند.

خطر نفوذ

افزون بر این، آقای خامنه‌ای در سخنرانی ١۵ مهر خود به دلایل دیگری برای موضع‌گیری خود مبنی بر ممنوعیت مذاکره با آمریکا اشاره کرد که قابل توجه است.

آقای خامنه‌ای در بخشی از سخنرانی خود گفت: "مذاکره با آمریکا یعنی راه را باز کردن که اینها بتوانند در زمینه‌های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی کشور نفوذ کنند." وی افزود: "دشمن برای نفوذ فرهنگی سعی می‌کند باورهایی که جامعه را سرپا نگه داشته دگرگون، مخدوش و در آنها رخنه ایجاد کند... برای نفوذ سیاسی سعی می‌کنند در مراکز تصمیم‌گیری و اگر نشد در مراکز تصمیم‌سازی نفوذ کنند".

در این فراز، آیت‌الله خامنه‌ای نگرانی خود را از مذاکرات گسترده‌تر با آمریکا حول سه محور توضیح می‌دهد؛ نفوذ سیاسی، نفوذ اقتصادی، و شاید از همه مهم‌تر نفوذ فرهنگی که می‌تواند باورهائی را که حکومت اسلامی را سر پا نگاه داشته مخدوش کند.

"فرهنگ آمریکایی" و "اقتصاد آمریکا" در واقع دو مؤلفه اصلی قدرت نرم آمریکا را تشکیل می‌دهند که آمریکا با اتکا به آنها نفوذ خود را در جهان هم گسترش می‌دهد و هم ثبات می‌بخشد.

نگرانی آقای خامنه‌ای از نفوذ اقتصادی آمریکا این است که با توجه به تهاجمی بودن آمریکایی‌ها در تجارت، قضیه به نفوذ سیاسی آنان بیانجامد و شخصیت هایی را در مراکز تصمیم‌گیری (یا تصمیم سازی) تحت تأثیر قرار دهند. این امر می‌تواند به تضعیف جناح محافظه‌کار، روحانیت و جایگاه ولی فقیه بیانجامد.

از بعد فرهنگی نیز نزدیک شدن ایران با آمریکا و باز شدن راه رفت و آمد میان دو کشور بی‌تردید می‌تواند در تغییر بافت جامعه ایران تأثیر فزاینده‌ای داشته باشد. واقعیت این است که فرهنگ آمریکایی، چه خوب و چه بد، جاذبه بالایی، به خصوص برای جوانان کشورهای در حال توسعه دارد. این فرهنگ جایی برای تبعیت مطلق از ولی فقیه یا اعمال نرم‌های دینی از قبیل حجاب باقی نمی‌گذارد. اینجاست که رهبر ایران در همان سخنرانی می‌گوید که "عده‌ای در قضیه مذاکره (با آمریکا) سهل‌انگاری و سهل‌اندیشی می‌کنند و عمق مسائل را نمی‌فهمند."

Image copyrightMEHR

دو مرد، دو نگاه

موضوع رابطه با آمریکا در مرکز دعوای دو جناح محافظه‌کار و میانه‌رو قرار دارد که دو نفر، نزدیک به سه دهه است که در صحنه سیاسی ایران آن را نمایندگی می‌کنند: آیت‌الله خامنه‌ای و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی.

آقای رفسنجانی موضوع برقراری رابطه با آمریکا را حتی زمانی که آیت‌الله خمینی زنده بود طی نامه‌ای با ایشان مطرح کرده و استدلال کرده بود که نمی‌توان با آمریکا که یک ابر قدرت است تا ابد رابطه نداشت. آقای رفسنجانی در دوران ریاست جمهوری خود با آنکه تز آقای خامنه‌ای "رابطه با غرب منهای آمریکا" بود چندین بار علنی و غیرعلنی تلاش کرده بود که با آمریکا رابطه برقرار کند. از جمله بزرگ‌ترین قرارداد نفتی تا آن تاریخ را، با آنکه شرکت آمریکایی "کونِکو" برنده مناقصه نشده بود، به آن شرکت واگذار کرد. این حرکت رفسنجانی با واکنش غیر منتطره کلینتون و اعمال بزرگ‌ترین تحریم نفتی بر ایران که تا امروز هم برقرار است روبرو شد.

سؤال اینجاست که وقتی آقای خامنه‌ای چنین خطری را از نزدیکی با آمریکا احساس می‌کند، چگونه است که آقای هاشمی رفسنجانی و کسانی که در این مورد شبیه او فکر می‌کنند، از جمله حسن روحانی و محمد خاتمی چنین خطری را برای حکومت اسلامی نمی‌بینند؟

پاسخ این است که آقای هاشمی رفسنجانی حاصل ادامه دشمنی و قطع رابطه با آمریکا را که باعث تحریک آن کشور از یکسو و افزایش فشارهای سیاسی و اقتصادی در داخل کشور از سوی دیگر می‌شود، خطر بزرگ‌تری می‌بیند چرا که نهایتاً منجر به روی گرداندن مردم از حکومت می‌شود. آقای هاشمی رفسنجانی استدلال می‌کند که "هیچ حکومتی بدون مردم دوام نمی‌آورد" بنابراین باز شدن رابطه با آمریکا و کاهش فشار در درون می‌تواند به استمرار نظام کمک کند هر چند که تهدیدهایی که آقای خامنه‌ای هم عنوان می‌کند مطرح باشد. اظهارات آقای هاشمی رفسنجانی پس از حصول توافق هسته‌ای مبنی بر اینکه "تابوی مذاکره با آمریکا شکسته شد" از همین زاویه مطرح شد.

در مقابل این دیدگاه، نظر آیت الله خامنه‌ای این است که ایران می تواند با اتکا به ظرفیت‌های درونی، خطرات ناشی از قطع رابطه با آمریکا را جبران کند. تز اقتصاد مقاومتی متکی به این نگرش است.

آقای هاشمی رفسنجانی در دوران ریاست جمهوری خود نشانی از مردم‌سالاری بروز نداد و جو امنیتی سنگینی بر کشور حاکم بود که عکس‌العمل آن حملات بی وقفه اصلاح‌طلبان به وی بعد از انتخابات ١٣٧۶ و روی کار آمدن محمد خاتمی بود. اما این احتمال وجود دارد که در کوران تجارب چندین دهه، در بالاترین مناصب در جمهوری اسلامی، آقای هاشمی رفسنجانی به این نتیجه رسیده باشد که "اگر مردم نباشند حتی اگر حکومت هم الهی باشد، آن حکومت تحقق پیدا نخواهد کرد و به جایی نمی‌رسد".

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر ۱۳۹۴ساعت 18:27  توسط توکلی  | 

این داستان زبان حال آمریکاست آمریکایی که عمری با دروغ مردمی را بسمت خود کشاند حال دیگر دستش روی شده و اعتباری ندارد - تاثیری که یک هفته بمباران داعش از سوی روس ها داشت معادل دوسال موش و گربه بازی آمریکا با داعش است  این واقعیت را بخوانید:

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﻧﺎﻟﻬﺎﯼ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﻣﺎﻫﻮﺍﺭﻩ يك ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻣﺴﺘﻨﺪ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺣﺶ ﺭﻭ ﭘﺨﺶ ﻣﯿﮑﺮﺩ.
نشاﻥ مى داد يك ﮔﺮﻭﻩ ﻣﺤﻘﻖ يك ﺳﺮﯼ ﻻﺷﻪ ﻣﺮﻍ ﺭﻭ ﺩﺍﺧﻞ يك ﺗﻮﺭﯼ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﭼﻨﺪ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺑﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎﯼ ۱۰-۲۰ ﻣﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺣﻔﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩند. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ يك ﺭﻭﺑﺎﻩ آﻣﺪ ﻭ ﮐﻤﯽ ﺑﻮ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ يك ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺍﯾﻦ ﻻﺷﻪ ﻯ ﻣﺮغ ها ﺭﻭ ﺟﺎﺑﺠﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ؛ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺱ ﺗﯿﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﺑﯿﻦ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ ﺍﻻﻥ مى رود ﻭ ﺑﻘﯿﻪ ﻯ ﮔﻠﻪ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺎﺵ ﺭﻭ مى آورد؛ ﻭ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ يك ﺭوﺑﺎﺕ ﺟﺮﺛﻘﯿﻞ ﺗﻮﺭﯼ ﺭﻭ ﺟﺎﺑﺠﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺍﻭﺭﺩﻥ ﺗﻮ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺩﻭﻡ ﻭ مخفى اش ﮐﺮﺩند ﻭ ﺑﺎ يك ﻣﺎﯾﻌﯽ ﮐﻪ ﺍﺳﭙﺮﯼ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﺍﺛﺮ ﺑﻮ ﺭﻭ ﺍﺯ ﻣﺴﯿﺮ، ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﺩﻧﺪ.
* ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻌﺪ همان ﺭﻭﺑﺎﻩ ﻭ ۷-۸ ﺗﺎ ﺭﻭﺑﺎﻩ ديگه آمدن ﺳﺮ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺍﻭﻝ ﻭ ﻫﺮﭼﯽ ﮔﺸﺘﻨﺪ ﻣﺮﻏﻬﺎ ﺭﻭ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﮑﺮﺩند ﻫﺮ ﭼﯽ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﻭ ﺑﻮ ﮐﺮﺩﻥ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻭ آن ۷-۸ ﺗﺎ ﺭﻓﺘﻦ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﺍﻭﻟﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﮔﺸﺘﻦ ﮐﺮﺩ.
ﺟﺎﻟﺒﯿﺶ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﯽ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﻣﯿﮕﺸﺖ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺳﺮﺷﻮ ﺑﺎﻻ ﻣﯿﺎﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﺵ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺩﻭﺭ مى شدند ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻮ ﻣﯿﮑﺸﯿد!؟ محققين ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺳﯿﻢ ﮐﻤﯽ ﺭﻭﯼ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺩﻭﻡ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻥ ﺗﺎ ﺣﺪﯼ ﮐﻪ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﻣﺮغ ها ﺭﻭ ﺩﻳﺪ.
ﺍﯾﻦ ﺩﻓﻌﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺎﻟﺐ ﺑﻮﺩ، ﺭﻭﺑﺎﻩ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺮغ ها ﺭﻭ ﺑﺎ ﺩﻧﺪاﻥ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺮﺩ.
* ﺍﯾﻦ ﺗﯿﻢ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺱ آمدن ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ هماﻥ ﮐﺎﺭ ﺭﻭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺗﻮﺭﯼ ﺭﻭ ﺑﻪ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺳﻮﻡ ﺑﺮﺩﻧﺪ و بوى مرغها را با اسپرى پاك كردند. ﺭﻭﺑﺎﻫﻬﺎ ﻭﻗﺘﯽ دوباره ﺭﺳﯿﺪﻥ ﻫﺮﭼﯽ ﮔﻮﺩﺍﻟﻬﺎ ﺭا ﮔﺸﺘﻦ ﻭ ﻫﺮ ﭼﯽ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﻭ ﺑﻮ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﺒﻮﺩ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺭﻓﺘﻨﺪ.
ﺩﻭﺭﺑﻴﻦ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﺍﻭﻝ ﺭﻭ نشان ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﻪ ﺟﺴﺖ ﻭ ﺟﻮ ﻧﮑﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺩﺍﺧﻞ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺩﻭﻡ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ماﻧﺪ، يك ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺻﺒﺮ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﺧﺒﺮﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﻧﺰﺩﯾﮑﺶ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﭼﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﯾﺪﻥ ﮐﺎﻣﻼً ﻣﺮﺩﻩ .
ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻻﺷﻪ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺮﮐﺰ ﺩﺍﻣﭙﺰﺷﮑﯽ ﺑﺮﺩند ﻭ ﮐﻠﯽ آﺯﻣﺎﯾﺶ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﯾﺪﻥ ﺩﻗﯿﻘﺎً ﻋﮑﺴﻬﺎ ﻭ آﺯﻣﺎﯾﺸﺎﺕ نشاﻥ مى دهد ﺍﯾﻦ ﺣﯿﻮاﻥ ﺑﺮﺍﺛﺮ ﯾﮏ ﺷﻮﮎ ﻋﺼﺒﯽ ﺳﮑﺘﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﺮﺩﻩ.
ﻭ….
* ﺭﻭﺑﺎﻩ ﮐﻪ ﻧﻤﺎﺩ ﻣﮑﺮ ﻭ ﺣﯿﻠﻪ ﮔﺮﯼ ﺩﺭ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻫﺴﺖ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ مى كند ﺻﺪﺍﻗﺘﺶ ﺑﯿﻦ ﺩﻭﺳﺘﺎﺵ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺭﻓﺘﻪ ﺳﮑﺘﻪ ﻣﯿﺰند ﻭ ﻣﯿﻤﯿﺮﻩ.
ﺍﺯ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯿﻤﯿﺮﻩ.
ﻭ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ كه ﻣﯿﺎيند ﺭﻭﺯﯼ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﻪ ﺯباﻥ مى آورند ﺑﻌﺪ ﺟﺎلب اينكه ﺣﺘﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭﻭغ هاﺷﻮﻥ آﺷﮑﺎﺭ مى شود ﺭﺍﺳﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﺭﺍﻩ ﻣﻴﺮوند ﻭ ﺍﺻﻼً ﻭ ﺍﺑﺪﺍً ﻫﻢ ﺧﻢ ﺑﻪ آﺑﺮﻭ نمى آورند ﻭ ﺍﺳﻔﻨﺎﮐﺘﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻭ ﺗﮑﺮﺍﺭ
ﭼﻘﺪﺭ زشت است ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮﺳﻪ ﮐﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺍﺯﺵ ﺩﺭ ﮐﺮﺍﻣﺖ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﭘﯿﺸﯽ ﺑﮕﯿﺮند.
* ﭼﻘﺪﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺟﺎﻟﺐ ﺑﻮﺩ.
ﺍﯾﻦ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ گرچه ﮐﻤﯽ ﺑﯿﺮﺣﻤﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺟﺎلبى ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺩﺍﺷﺖ...
 

برچسب‌ها: اعتبار
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر ۱۳۹۴ساعت 9:57  توسط توکلی  | 

خدایا! بلا و مصایب ما بزرگ شد و بیچارگى ما بسى روشن و پرده از روى کار برداشته شد و امیدم ناامید شد و زمین [با همه پهناورى] بر ما تنگ آمد و آسمان، رحمتش را از ما منع کرد و تنها تویى یاور و معین ما و مرجع شکایت ما و یگانه اعتماد ما در هر سختى و آسانى بر لطف توست.

خدایا! درود فرست بر محمد و آل محمد که صاحب امر الهى [و مقام خلافت] هستند و بر ما اطاعتشان را واجب کردى و به واسطه این مطاع بودن مقامشان را به ما شناساندى، پس به حق منزلت و قدر آنها که به ما گشایشی نزدیک چون چشم بهم زدن یا زودتر عطا فرما!
اى محمد و اى على شما مرا کفایت کنید که شما کافى هستید و مرا یارى کنید که شما یاران منید. اى مولاى من! اى صاحب الزمان! فریادرس فریادرس فریادرس، مرا دریاب مرا دریاب مرا دریاب
كجاست محوكننده آثار انحراف و هواهاى نفسانى،كجاست قطع‏ كننده دامهاى دروغ و بهتان،كجاست نابودكننده سركشان و سرپيچى‏ كنندگان،كجاست ريشه‏ كن‏ كننده اهل لجاجت و گمراهى،و بى‏ دينى كجاست عزّت‏بخش دوستان،و خواركننده دشمنان،كجاست گردآورنده سخن بر پايه تقوا،كجاست در راه خدا كه از آن آمده شود،كجاست جلوه خدا،كه دوستان به سويش روى آورند،كجاست آن وسيله پيوند بين‏ زمين و آسمان،كجاست صاحب روز پيروزى،و گسترنده پرچم هدايت،كجاست گردآورنده پراكندگى‏ صلاح و رضا،
كجاست بهترين برگزيده بعد از بهترين برگزيد؟كجايند خورشيدهاى‏ تابان،كجايند ماههاى نورافشان،كجايند ستارگان فروزان،كجايند پرچمهاى دين،و پايه‏ هاى دانش،كجاست‏ آن باقيمانده خدا كه از عترت هدايتگر خالى نشود،كجاست آن مهيّا گشته براى ريشه‏ كن كردن ستمكاران،كجاست آن‏كه براى‏ راست نمودن انحراف و كجى به انتظار اويند،كجاست آن اميد شده براى از بين بردن ستم و دشمنى،كجاست آن ذخيره براى تجديد فريضه‏ ها و سنّتها،كجاست آن برگزيده براى بازگرداندن دين و شريعت،كجاست آن آرزو شده براى زنده‏ كردن قرآن و حدود آن،كجاست احياگر نشانه‏ هاى دين و اهل دين،كجاست درهم شكننده شوكت متجاوزان،كجاست ويران‏ كننده‏ بناهاى شرك و دورويى،كجاست نابودكننده اهل فسق و عصيان و طغيان،كجاست دروكننده شاخه‏ هاى‏ گمراهى و شكاف‏ اندازى


برچسب‌ها: ظهور مهدی موعود
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر ۱۳۹۴ساعت 7:45  توسط توکلی  | 

وقتی بی بی سی یا رسانه ها همسو غرب چنین گزارشاتی را منتشر میکنند ؛ گزارش بُعد دیگری نیز دارد بعدی بسیاری خطرناک - خطرناک از آنجهت که بعضا غربی ها این نوع اخبار را با نیت زمینه سازی اذهان منتشر نموده و یا به نوعی تهدید میکنند که ممکن است این بمب خطرناک به دست داعش رسانده شود .
گزارش شده که پلیس مولداوی با همکاری پلیس فدرال آمریکا در پنج سال گذشته، چهار بار با قاچاقچیانی برخورد کرده است که می‌خواسته‌اند مواد هسته‌ای به اسلام‌گرایان افراطی در خاورمیانه برسانند.
پلیس مولداوی معتقد است که برخی از این باندها با دستگاه امنیتی روسیه ارتباطاتی دارند.
به گزارش آسوشیتدپرس، آخرین مورد در ماه فوریه سال جاری میلادی (بیش از ۷ ماه پیش) بوده که در آن قاچاقچیان می‌خواستند مقدار زیادی سزیم ۱۳۷ را به گروهی از مأموران مخفی بفروشند که خود را مشتری جا زده بودند.
سزیم ۱۳۷ منبع قوی اشعه گاما است و یکی از موادی است که پس از مصرف سوخت هسته‌ای باقی مانده و تا مدت‌ها پرتوهای رادیواکتیو تولید می‌کند.
پلیس مولدوای به آسوشتیدپرس گفته است که احتمالا منبع این مواد هسته‌ای قاچاق روسیه بوده و این موارد نشان می‌دهد که بازار سیاه مواد هسته‌ای چه قدر خطرناک می‌شود.
کنستانتین مالیچ، افسر پلیس مولداوی که روی این پرونده کار می‌کند، گفته است: "انتظارش را داریم که این موارد بیشتر بشوند. تا وقتی که قاچاقچی‌ها فکر می‌کنند می‌توانند بدون خطر دستگیری به پولی کلان برسند، به این کار ادامه می‌دهند."
در مورد آخر، یک قاچاقچی به مامور مخفی که خود را مشتری جا زده بود وعده داد در ازای ۲.۵ میلیون دلار سزیم کافی برای آلوده کردن خیابان‌های چند شهر به او بدهد.
او گفته بود با این مواد می‌توان "بمب کثیف ساخت، چیزی که برای داعش عالی است. اگر با آنها ارتباط داشته باشی معامله به خوبی پیش می‌رود."
سه مورد دیگر به سال‌های ۲۰۱۰، ۲۰۱۱ و ۲۰۱۴ برمی‌گردند که در آنها قاچاقچیان تلاش داشتند ایزوتوپ‌های مختلف اورانیوم را بفروشند.

http://www.bbc.com/persian/world/2015/10/151007_l45_moldova_nuclear_smuggle?ocid=socialflow_facebook

BBC Persian
چهار تلاش ناموفق قاچاقچیان برای فروش مواد هسته‌ای به اسلام‌گرایان افراطی از طریق مولداوی - BBC Persian
گزارش شده که پلیس مولداوی با همکاری پلیس فدرال آمریکا در پنج سال گذشته، چهار بار با قاچاقچیانی برخورد کرده است که می‌خواسته‌اند مواد هسته‌ای به اسلام‌گرایان افراطی در خاورمیانه برسانند

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۴ساعت 11:22  توسط توکلی  | 

وقتی بی بی سی یا رسانه ها همسو غرب چنین گزارشاتی را منتشر میکنند ؛ گزارش بُعد دیگری نیز دارد بعدی بسیاری خطرناک - خطرناک از آنجهت که بعضا غربی ها این نوع اخبار را با نیت زمینه سازی اذهان منتشر نموده و یا به نوعی تهدید میکنند که ممکن است این بمب خطرناک به دست داعش رسانده شود .
گزارش شده که پلیس مولداوی با همکاری پلیس فدرال آمریکا در پنج سال گذشته، چهار بار با قاچاقچیانی برخورد کرده است که می‌خواسته‌اند مواد هسته‌ای به اسلام‌گرایان افراطی در خاورمیانه برسانند.
پلیس مولداوی معتقد است که برخی از این باندها با دستگاه امنیتی روسیه ارتباطاتی دارند.
به گزارش آسوشیتدپرس، آخرین مورد در ماه فوریه سال جاری میلادی (بیش از ۷ ماه پیش) بوده که در آن قاچاقچیان می‌خواستند مقدار زیادی سزیم ۱۳۷ را به گروهی از مأموران مخفی بفروشند که خود را مشتری جا زده بودند.
سزیم ۱۳۷ منبع قوی اشعه گاما است و یکی از موادی است که پس از مصرف سوخت هسته‌ای باقی مانده و تا مدت‌ها پرتوهای رادیواکتیو تولید می‌کند.
پلیس مولدوای به آسوشتیدپرس گفته است که احتمالا منبع این مواد هسته‌ای قاچاق روسیه بوده و این موارد نشان می‌دهد که بازار سیاه مواد هسته‌ای چه قدر خطرناک می‌شود.
کنستانتین مالیچ، افسر پلیس مولداوی که روی این پرونده کار می‌کند، گفته است: "انتظارش را داریم که این موارد بیشتر بشوند. تا وقتی که قاچاقچی‌ها فکر می‌کنند می‌توانند بدون خطر دستگیری به پولی کلان برسند، به این کار ادامه می‌دهند."
در مورد آخر، یک قاچاقچی به مامور مخفی که خود را مشتری جا زده بود وعده داد در ازای ۲.۵ میلیون دلار سزیم کافی برای آلوده کردن خیابان‌های چند شهر به او بدهد.
او گفته بود با این مواد می‌توان "بمب کثیف ساخت، چیزی که برای داعش عالی است. اگر با آنها ارتباط داشته باشی معامله به خوبی پیش می‌رود."
سه مورد دیگر به سال‌های ۲۰۱۰، ۲۰۱۱ و ۲۰۱۴ برمی‌گردند که در آنها قاچاقچیان تلاش داشتند ایزوتوپ‌های مختلف اورانیوم را بفروشند.

http://www.bbc.com/persian/world/2015/10/151007_l45_moldova_nuclear_smuggle?ocid=socialflow_facebook

BBC Persian
چهار تلاش ناموفق قاچاقچیان برای فروش مواد هسته‌ای به اسلام‌گرایان افراطی از طریق مولداوی - BBC Persian
گزارش شده که پلیس مولداوی با همکاری پلیس فدرال آمریکا در پنج سال گذشته، چهار بار با قاچاقچیانی برخورد کرده است که می‌خواسته‌اند مواد هسته‌ای به اسلام‌گرایان افراطی در خاورمیانه برسانند

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۴ساعت 11:22  توسط توکلی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۴ساعت 7:2  توسط توکلی  | 

درصورتی که فقط یک اتفاق در حج 94 بوجود آمده بود و به همان سقوط جرثقیل ختم میشد شاید قابل باور بود ولی دو حادثه در اندک زمان خود جای تعجب دارد  یکی از گمانه زنی ها این بوده که این دو حادثه تعمدا ایجاد شده تا حجاج خاصی ربایش گرددند 

حضور رجال ایران درحج امسال

ü   منابع خبری ایران گزارش می دهند که احمد حاتمی، دانشمند ارشد علوم فضایی و استاد دانشگاه، در میان هشت ایرانی است که در اثر سقوط جرثقیل در مسجدالحرام در مکه عربستان کشته شده اند.

ü   1علی‌اکبر ولایتی​ مشاور بین‌الملل رهبر جمهوری اسلامی حادثه «رمی جمرات» را «ظن‌‌برانگیز» خواند و از مفقود و کشته شدن برخی «افراد رده بالای» جمهوری اسلامی در این حادثه خبر داد. بر اساس آخرین آمار، ۲۳۹ زائر ایرانی در این حادثه کشته و تعداد مشابهی مفقود شده‌اند.

ü      علاوه بر غضنفر رکن‌آبادی، سفیر سابق ایران در لبنان، رسانه‌های ایران از علی‌اصغر فولادگر به عنوان یکی دیگر از افراد ارشد، مفقود شده در حادثه منا نام برده‌اند.

ü      آقای فولادگر رئیس دفتر اطلاعات راهبردی سپاه پاسداران بوده است و برخی از منابع از جمله، خبرگزاری رسا از او به عنوان «معاون سرلشکر صفوی» یاد کرده است. آقای صفوی، که بین سال‌های ۷۶ تا ۸۶فرمانده کل سپاه پاسداران بود، اکنون مشاور عالی رهبر جمهوری اسلامی در امور نظامی است.

ü      برخی از وب‌سایت‌های خبری نیز از حسن دانش، فؤاد مشغلی، عمار میرانصاری و سیدحسن حسنی به عنوان دیگر نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نام برده‌اند که در این حادثه مفقود شده‌اند.

ü      البته میبایست نام و مشخصه تعدادی از مقامات خاص را به این جمع اضافه کرد کسانی که حتی نمیتوان نامشان را ذکر نمودچراکه بیان آن خود نوعی اطلاعات مفید برای عربستان خواهد بود.

آنچه در رابطه با این کلیپ عجیب قابل توجه و بررسی است ابتدا کشف هویت تهیه کننده این کلیپ است . چرا که معمولا ایرانی ها با اتومبیل در این محل حضور ندارند درحالی این کلیپ ازداخل اتومبیل گرفته شده است . کشف هویت تهیه کننده از آن جهت مهم است که آیا این کلیپ تصادفا توسط مثلا یک حاجی گرفته شده و به دست مارسیده است . ایا این کلیپ مربوط به امسال است ؟

آیا این کلیپ توسط سرویس های اطلاعاتی اطاق فتنه غرب تهیه و منتشر نشده ؟ (با نیت بسط اختلاف شیعه و سنی )

هوییت حجاجی که دزدیده می شوند نکته بعدی این کلیپ است آیا حجاجی که دزدیده میشوند ایرانی هستند ؟

مجوز از آمریکا 

در صورت مفقود ماندن رجال مهم ایرانی اعتقاد براین است که نه تنها  این عملیات بدون اجازه آمریکا صورت نگرفته اتفاقا اصرار بر این است که این عملیات با هدایت و نیاز آمریکا صورت گرفته است دلایل این امر عبارت است از :

- این حرکت خود نوعی اهرم فشار به ایران خواهد بود فشاری که ایران را وادار به نرم بیشتر وحتی نزدیک شدن به آمریکا یی ها خواهد کرد (البته این تصور آمریکایی هاست ) حتی کلیپ منتشر شده میتواند در این راستا از سوی سرویس اطلاعاتی آمریکا تهیه و منتشر شده باشد. 

- با عنایت به اینکه امریکایی ها در شرایط خاص و ویژه توافق هسته ای با ایران هستند کسب هرگونه اطلاعات در رابطه با حرکت یا عدم حرکت ایران بسمت بمب اتم فوق العاده قابل اهمیت است لذا این احتمال متصور است که ربایش صرفا برای رسیدن به افراد دارای اطلاعات حول موضوع فوق است .

به کلیپ را از اینجا ببینید . 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۴ساعت 18:51  توسط توکلی  | 

درصورتی که فقط یک اتفاق در حج 94 بوجود آمده بود و به همان سقوط جرثقیل ختم میشد شاید قابل باور بود ولی دو حادثه در اندک زمان خود جای تعجب دارد  یکی از گمانه زنی ها این بوده که این دو حادثه تعمدا ایجاد شده تا حجاج خاصی ربایش گرددند 

حضور رجال ایران درحج امسال

ü   منابع خبری ایران گزارش می دهند که احمد حاتمی، دانشمند ارشد علوم فضایی و استاد دانشگاه، در میان هشت ایرانی است که در اثر سقوط جرثقیل در مسجدالحرام در مکه عربستان کشته شده اند.

ü   1علی‌اکبر ولایتی​ مشاور بین‌الملل رهبر جمهوری اسلامی حادثه «رمی جمرات» را «ظن‌‌برانگیز» خواند و از مفقود و کشته شدن برخی «افراد رده بالای» جمهوری اسلامی در این حادثه خبر داد. بر اساس آخرین آمار، ۲۳۹ زائر ایرانی در این حادثه کشته و تعداد مشابهی مفقود شده‌اند.

ü      علاوه بر غضنفر رکن‌آبادی، سفیر سابق ایران در لبنان، رسانه‌های ایران از علی‌اصغر فولادگر به عنوان یکی دیگر از افراد ارشد، مفقود شده در حادثه منا نام برده‌اند.

ü      آقای فولادگر رئیس دفتر اطلاعات راهبردی سپاه پاسداران بوده است و برخی از منابع از جمله، خبرگزاری رسا از او به عنوان «معاون سرلشکر صفوی» یاد کرده است. آقای صفوی، که بین سال‌های ۷۶ تا ۸۶فرمانده کل سپاه پاسداران بود، اکنون مشاور عالی رهبر جمهوری اسلامی در امور نظامی است.

ü      برخی از وب‌سایت‌های خبری نیز از حسن دانش، فؤاد مشغلی، عمار میرانصاری و سیدحسن حسنی به عنوان دیگر نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نام برده‌اند که در این حادثه مفقود شده‌اند.

ü      البته میبایست نام و مشخصه تعدادی از مقامات خاص را به این جمع اضافه کرد کسانی که حتی نمیتوان نامشان را ذکر نمودچراکه بیان آن خود نوعی اطلاعات مفید برای عربستان خواهد بود.

آنچه در رابطه با این کلیپ عجیب قابل توجه و بررسی است ابتدا کشف هویت تهیه کننده این کلیپ است . چرا که معمولا ایرانی ها با اتومبیل در این محل حضور ندارند درحالی این کلیپ ازداخل اتومبیل گرفته شده است . کشف هویت تهیه کننده از آن جهت مهم است که آیا این کلیپ تصادفا توسط مثلا یک حاجی گرفته شده و به دست مارسیده است . ایا این کلیپ مربوط به امسال است ؟

آیا این کلیپ توسط سرویس های اطلاعاتی اطاق فتنه غرب تهیه و منتشر نشده ؟ (با نیت بسط اختلاف شیعه و سنی )

هوییت حجاجی که دزدیده می شوند نکته بعدی این کلیپ است آیا حجاجی که دزدیده میشوند ایرانی هستند ؟

مجوز از آمریکا 

در صورت مفقود ماندن رجال مهم ایرانی اعتقاد براین است که نه تنها  این عملیات بدون اجازه آمریکا صورت نگرفته اتفاقا اصرار بر این است که این عملیات با هدایت و نیاز آمریکا صورت گرفته است دلایل این امر عبارت است از :

- این حرکت خود نوعی اهرم فشار به ایران خواهد بود فشاری که ایران را وادار به نرم بیشتر وحتی نزدیک شدن به آمریکا یی ها خواهد کرد (البته این تصور آمریکایی هاست ) حتی کلیپ منتشر شده میتواند در این راستا از سوی سرویس اطلاعاتی آمریکا تهیه و منتشر شده باشد. 

- با عنایت به اینکه امریکایی ها در شرایط خاص و ویژه توافق هسته ای با ایران هستند کسب هرگونه اطلاعات در رابطه با حرکت یا عدم حرکت ایران بسمت بمب اتم فوق العاده قابل اهمیت است لذا این احتمال متصور است که ربایش صرفا برای رسیدن به افراد دارای اطلاعات حول موضوع فوق است .

به کلیپ را از اینجا ببینید . 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۴ساعت 18:50  توسط توکلی  | 
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما به نقل از پایگاه خبری «پانوراما الشرق الاوسط»، منابع آگاه روسی اعلام کردند: پوتین از نیروهای نظامی این کشور خواسته است در جنگ علیه تروریست های داعش تلاش کنند سرکرده های آنها و در صدرشان ابوبکر البغدادی را زنده بگیرند و اگر نتوانستند این کار را بکنند، اجساد آنها را به مسکو منتقل کنند.
این پیام پوتین برای غرب مفهوم روشنی دارد در واقع پوتین با ایماء اشاره به غرب فهمانده که البغدادی و سرآنها جعبه سیاه اطاق فتنه غرب هستند جعبه سیاهی که حاوی ارتباطات مخفی با سیا را برملا میکند جعبه سیاهی که برملا میسازد طی ۲۰۰۵ که توسط نیروهای آمریکایی دستگیر شده و به مدت ۴ سال در اردوگاه بوکا واقع در جنوب عراق بازداشت بوده است. به چه کارهایی مشغول بوده و چه تعلیماتی را دیده است . همه خوب می دانند که بازداشتگاههای آمریکایی ها در عراق یکی از مکانها نشان سرویس اطلاعاتی آمریکا بوده اظهار نظر یکی از مقامات آمریکایی در خصوص البغدادی چیزی جزء نشان گاه را بیان نمی کند دِرک هاروی" مشاور اطلاعاتی ویژه ژنرال پترائوس فرمانده سابق نیروهای مرکزی آمریکا در تعریف ابوبکر بغدادی نوشت، که البغدادی را برتر از همتای‌اش ابومصعب الزرقاوی سازندهٔ سازمان القاعده در عراق می‌داند و او را از اسامه بن لادن هم در برخی زمینه‌ها برتر می‌شمارد.
پوتین که خود یک اطلاعاتی زبده روسیه است با بیان این مطلب آمریکایی ها را بر آن میدارد که فکر بحال البغدادی کنند . 
اگر آمریکایی ها اصرار بر این دارند که حمله به داعش میبایست تحت مدیریت آنان صورت گیردعلتی ندارد جزء حفاظت از جعبه سیاه اطاق فتنه غرب .
آمریکایی ها در جنگ با صدام و حمایت شورشیان برعلیه قذافی بسرعت این دو را کشتندتا جعبه سیاه بدست غیر نیافتد.
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۴ساعت 18:58  توسط توکلی  | 

چرا به یکباره تمام غرب در برابر روسیه موضع گرفته و حملات او به دشمنان اسد را زیر سوال میبرند؛ موضوع چیست ؟

پاسخ کاملا روشن است ؛داعش مغازه ای است در اختیار آمریکا که برای ارباب پولسازی میکند-شواهد و قرائن نیز بیانگر آنست که داعش کاملا تحت کنترل آمریکا است فراموش نمیکنیم که وقتی سربازان عراقی تکریت را درمحاصره کامل داشتند آمریکا حنگ را متوقف و سران داعش را  با هلی برد ازمحاصره خارج کرد - آمریکا به این زودی حاضر به نابودی داعش نیست چرا که همین داعش باعث برگرداندن آمریکایی ها به عراق گردید - زمانی که آمریکا درحال ترک عراق بود فقط یک جمله گفت ؛ عراق قادر به کنترل و ایجاد امنیت کشور خود نمیباشد و این یک پیام  روشن و واضح بودبدین معنا که به عراقی ها گفت؛ تورا به دردسر خواهیم انداخت تا ملتمسانه ما را به عراق بازگردانی ؛ تیتر این مقاله کاملا شبیه همان تهدید  است ؛ تیتر به روس ها این پیام را میدهد؛ اگر با ما هماهنگ نباشی دردسر جدیدی در سوریه ایجاد خواهیم کرد.

ازسوی دیگر داعش قرار است توسط آمریکایی ها سربریده شود نه کس دیگر , روز وشب رسانه های تحت کنترل آمریکا در بوق و کرنا دمیدند تا بزرگترین لولو را ساخته و سپس سوپرمن آمریکایی این لولو را نابود کند. 

روسیه طی چهار برابر یکسال بازی موش و گربه غرب به رهبری آمریکا با داعش به آنها ضربه وارد ساخت - به همین جهت قائده و برنامه ریزی بازی ایجاد شده از سوی غرب به هم ریخت .


 و اما پیام آمریکایی ها در پوشش این مقاله درج شده از سوی بی بی سی 

به گفته فعالان حقوق بشر، شهر کفرنبل روز پنجشنبه هدف حمله جنگنده‌های روسی قرار گرفته است

از لحظه‌ای که روسیه وارد فرودگاه نظامی لاذقیه شد و تجهیزات و نیروهای نظامی خود را از طریق این بندر وارد سوریه کرد، روشن بود که هدف مشخصی را دنبال می‌کند.

از بازی قدرت‌های بزرگ که بگذریم، این اقدام روسیه، با توجه به شرایط متغیر بحران در سوریه، کاملا منطقی بود.

این دخالت روسیه، آغازگر فصلِ جدیدی در مناقشات سوریه است و بحران فزاینده در این کشور را وارد مرحله تازه‌ای کرده است.

پیام روسیه واضح است: مسکو اجازه نخواهد داد که رئیس جمهور سوریه ساقط شود، هرچند ادعا می‌کند که با بشار اسد هم پیمان نیست.

تا پیش از این اقدام، به نظر می‌رسید که سرنوشت شومی در انتظار رئیس جمهور سوریه باشد.

در چند قدمی‌ سرنگونی

در آغاز سال جاری، شرایط در سوریه شروع به تغییر کرد. قدرت‌های منطقه که از پشتیبانی آمریکا برخوردارند و شورشیانِ مخالف اسد را حمایت می‌کنند - (در رأس آنها) عربستان سعودی، قطر و ترکیه - همکاری نزدیکتری را با یکدیگر آغاز کردند.

گروه‌های شورشی مخالف اسد نیز بیش از پیش با یکدیگر متحد شدند.

آمریکا - علاوه بر برنامه ضد تروریستی شکست خورده "آموزش بده و تجهیز کن"، حمایت مالی‌ و نظامی خود را افزایش داد.

در نتیجه این اقدامات، با آغاز فصل بهار، شورشیان هم در شمال (استان ادلب) و هم در جنوب سوریه پیشروی قابل توجهی کردند.

آینده سیاسی رئیس جمهوری سوریه همچنان مسئه‌ای حل نشده است

بشار اسد (در سخنرانی‌های عمومی خود) اذعان داشت که به علت ضعف نیروهای نظامی‌ا‌ش، به ناچار برخی‌ مناطق را رها کرده است تا کنترل مناطق مهمتر را در دست بگیرد.

در این مرحله، با افزایش فشار‌ها و کاهش وسعت مناطق تحت کنترل اسد، به نظر می‌رسید که او در موقعیتی فرسایشی‌ قرار گرفته است که ممکن است به سرنگونی حکومتش منجر شود.

اسد تمامی راه حل‌های موجود را، ۳ سال پیش زمانی‌ که در شرایطی بغرنج و تنگنایی مشابه قرار داشت، محک زده بود.

در آن زمان، ایران متحد قدیمی‌ سوریه، با حمایت نظامی گسترده پا پیش گذاشت و "حزب‌الله" و دیگر متحدان نظامی شیعه را به نبرد زمینی‌ در حمایت از اسد فراخواند- نبرد‌ی که ایران و دیگر متحدان اسد، نقش مهمی‌ را در آن ایفا کردند.

روسیه نیز پشتیبانی نظامی خود را افزایش داد.

اما، این حمایت‌ها برای بقای حکومت اسد کافی‌ نبود. حزب‌الله با محدودیت منابع روبرو بود.

به نظر می‌رسید که نه ایران و نه روسیه توان کافی برای بازگرداندن تعادل قدرت به سوریه را ندارند.

بن‌بست ویرانگر

غرب احتمال می‌‌داد که ایران و روسیه، ناامید از سرمایه‌گذاری نظامی خود در دمشق، برای برون رفت از این بحران، بشار اسد و حامیان او را در داخل سوریه ساقط و قدرت را بدون درگیری بیشتر به دولتی جدید منتقل کنند.

اما دخالت روسیه این تصور را به خیالی واهی بدل نمود. هدف از این اقدام، مشخصاً جبران خسارتهایی بود که در یک سال گذشته آمریکا و متحدانش به حکومت اسد وارد کردند.

این اقدام روسیه، بیش از آنکه در راستای بازگرداندن کنترل کامل کشور به بشار اسد باشد، به هدف برقراری تعادل بین اسد و مخالفان او در میدان نبرد انجام می‌شود.

اسد برای غلبه کامل بر مخالفان خود به ارتش زمینی بزرگ و قدرتمندی نیاز دارد؛ امری که پیشتر از طرف روسیه رد شده است.

روسیه، نیروهای مخالف دولت را در سوریه هدف قرار داده است

این خود ممکن است دوره‌ای دیگر از ویرانی را، طولانی‌تر از قبل، به همراه آورد بی‌ آنکه نتیجه‌ای حاصل شود.

روسیه احتمالا نیروی هوایی خود را برای پشتیبانی از ارتش هوایی سوریه، در مناطقی که این ارتش تحت فشار بیشتری است، به کار خواهد گرفت.

اقدامی مشابه آنچه آمریکا و متحدانش در حمایت از شبه نظامیان کرد در عراق و سوریه برای مبارزه با گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) انجام دادند.

به نظر نمی‌رسد که "مبارزه با داعش" در اولویت برنامه‌های روسیه باشد، هرچند که خود اینگونه وانمود کند.

اگر هدف روسیه از دخالت شکست داعش بود، جنگنده‌های روسی در همراهی با ائتلاف غربی ضد داعش، شهر رقه را هدف قرار می‌دادند نه آنکه شهرهای شمال حمص را بمباران کنند یعنی مناطقی که عمد‌تاً ارتش بشار اسد درگیر جنگ با مخالفانی غیر از داعش است، مخالفانی که برخی‌ از آنها از طرف غرب حمایت می‌شوند.

جهش بزرگ

دخالت ناگهانی نیروهای روسی در بحران سوریه، آمریکا و متحدانش را شگفت‌زده کرد و آنها را از هرگونه برنامه برای برقراری شرایطی پایدار در سوریه بر حذر داشت.

در عین حال نباید فراموش کرد که هر دو طرف (آمریکا و روسیه) اهداف مشترکی را نیز در این جنگ دنبال می‌کنند.

هر دو طرف خواهان جلوگیری از پیشروی و ترجیحا شکست کامل نیروهای داعش هستند.

هیچ یک از دو طرف تمایلی به سرنگونی رژیم بشار اسد و پیروزی شورشیان ندارند که ممکن است به انتقال حکومت دمشق به اسلام‌گراها منجر شود حتی اگر این گروه‌ها زیر بیرق سیاه داعش نباشند.

اما با توجه به جنگ خونینی که هر روز در سوریه جریان دارد، توافق دیپلماتیک جهشی بزرگ است.

فارغ از تمامی این قضایا، آینده بشار اسد و اطرافیانش و سرنوشت سوریه در صورت سرنگونی او همچنان به عنوان مسئله‌ای عمده مطرح است.

 منبع 

http://www.bbc.com/persian/world/2015/10/151004_me_syria_conflict_russia_intervention?ocid=socialflow_facebook

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۴ساعت 19:1  توسط توکلی  | 

 

 

شهرام امیری پژوهشگر و متخصص رادیو ایزوتوپ‌های پزشکی در دانشگاه صنعتی مالک اشتر (وابسته به وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در سفر حج عمره به عربستان در خرداد ۱۳۸۸ ناپدید از او خبری نبود تا اینکه 

حدود ۱۳ ماه بعد، در ۲۲ تیر ۱۳۸۹ به دفتر حافظ منافع ایران در آمریکا مراجعت کرده و دو روز بعد به ایران بازگشت. 

 

این واقعه مقدمه ای است برای شکل گیری یک تصور خاص از حوادث اخیر حج امسال ؛آیا ریاض با همکاری آمریکایی ها و صهیونیست ها حوادث فعلی را با هدف ربایش یا کشتن تعدادی از رجال سیاسی , امنیتی و دانشمند ان ایران شکل داده اند ؟

آیا کشتن 5000هزار نفر برای این مقصد شیطانی قابل توجیه است ؟

رفتار عربستان

رفتار وحشیانه عربستان نشان داده که خط قرمزی نمی شناسد و درصورتی که آمریکایی هابه او اجازه جنایتی  رادهند بسرعت و بدون تامل انجام خواهد داد .

مصداق ها

ü   کمک به بحران سوریه و تشکیل انواع  و اقسام گروه های تروریستی .در بدو شکل گیری گروه تروریستی در سوریه عربستان دستمزدی معادل 5000هزار دلاردرهفته  را برای تروریست ها متقبل شده بود.

ü   جلب همکاری  الهاشمی معاون رئیس جمهور عراق جهت بمب گذاری های زنجیره ای. امریکایکی از حامیان اصلی این اقدام بود چرا که ناامن شدن دوباره عراق موجب بازگشت دوباره آمریکایی ها به عراق میگردید.

ü      حمله به یمن با یازده کشور.

ü   کشتار حجاج در مکه که در روز ۹ مرداد ۱۳۶۶ روی داد، به کشتار حجاج عمدتاً ایرانی که به شعارهای سیاسی موسوم به «اعلان برائت از مشرکین» در طول مناسک حج واجبپرداخته‌بودند، در این واقعه ۲۷۵ تن از حجاج ایرانی، کشته و شماری نیز زخمی شدند.

حضور رجال ایران درحج امسال

ü   منابع خبری ایران گزارش می دهند که احمد حاتمی، دانشمند ارشد علوم فضایی و استاد دانشگاه، در میان هشت ایرانی است که در اثر سقوط جرثقیل در مسجدالحرام در مکه عربستان کشته شده اند.

ü   1علی‌اکبر ولایتی​ مشاور بین‌الملل رهبر جمهوری اسلامی حادثه «رمی جمرات» را «ظن‌‌برانگیز» خواند و از مفقود و کشته شدن برخی «افراد رده بالای» جمهوری اسلامی در این حادثه خبر داد. بر اساس آخرین آمار، ۲۳۹ زائر ایرانی در این حادثه کشته و تعداد مشابهی مفقود شده‌اند.

ü      علاوه بر غضنفر رکن‌آبادی، سفیر سابق ایران در لبنان، رسانه‌های ایران از علی‌اصغر فولادگر به عنوان یکی دیگر از افراد ارشد، مفقود شده در حادثه منا نام برده‌اند.

ü      آقای فولادگر رئیس دفتر اطلاعات راهبردی سپاه پاسداران بوده است و برخی از منابع از جمله، خبرگزاری رسا از او به عنوان «معاون سرلشکر صفوی» یاد کرده است. آقای صفوی، که بین سال‌های ۷۶ تا ۸۶فرمانده کل سپاه پاسداران بود، اکنون مشاور عالی رهبر جمهوری اسلامی در امور نظامی است.

ü      برخی از وب‌سایت‌های خبری نیز از حسن دانش، فؤاد مشغلی، عمار میرانصاری و سیدحسن حسنی به عنوان دیگر نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نام برده‌اند که در این حادثه مفقود شده‌اند.

ü      البته میبایست نام و مشخصه تعدادی از مقامات خاص را به این جمع اضافه کرد کسانی که حتی نمیتوان نامشان را ذکر نمودچراکه بیان آن خود نوعی اطلاعات مفید برای عربستان خواهد بود.

ü      نکته مهم ؛ درحالی که ایرانی ها تنها 7%حجاج را تشکیل میداده اند؛50%تلفات را متقبل شده اند.

ارزش ریسک

بدست آوردن اطلاعات مهم از نمونه ای از رجال حاضر در حج امسال بهترین دلیل برای همکاری مثلث آمریکا- عربستان – صهیونیسم در جنایت مکه امسال است چیزی که بیش از پیش ظن و گمان ها را افزایش میدهد این نکته است که چرا دو سانحه یکی جرثقیل و بعداٌ رمل جمرات ؛ آیا اینطور نبوده که در مرحله اول نتوانسته اند به اهداف خود دست یابند فلذا مجبور به شکل دادن حادثه ساختی دوم شده اند مضاف برآن مفقودی در این حادثه یعنی چه عده ای خفه شده اند سیل که نبوده تاجسد ها را به دریا ببرد. کسانی که به حج مشرف شده باشند خوب میدانند اکثر حجاج دارای یک مشخصه ملیتی هستند مثلا حجاج کشور ترکیه پرچم کوچکی از خود را به همراه دارند. حال چگونه میتوان مفقودی بیش از 200نفر را پذیرفت ؟

نیاز مبرم آمریکا به اطلاعات

شاید در هیچ زمانی مانند این ایام آمریکایی ها نیاز به اطلاعاتی در رابطه با مسائلی مانند فعالیت هسته ای ایران نداشته باشند چرا که صِرف امضاء تفاهم هسته ای با ایران اطمینان آور نیست – از آنجایی که آنان همواره با فریب زندگی کرده اند؛ با خود خواهند اندیشیدکه ایرانی ها بنوعی در خفاء درحال ساخت بمب اتم هستند(حرام محسوب شدن بمب اتم در جهانبینی مذهبی برایشان گنگ و نامفهوم است) کسب این اطلاعات ارزش ریسک را بیش از بیش میکند.

چه اطلاعاتی درخطر

مسلمادولت مردان ما تاکنون جلساتی داشته و برآورداز دست رفتن اطلاعاتی را کرده اند اطلاعاتی که ممکن است استراتژیک باشد.

 

دنیا نامردتر از آنست که ...

چه بسا گفته شوداز آداب دیپلماتیک و روابط بین الملل بدور است که برای بدست آوردن اطلاعاتی جان 5000 نفر گرفته شود ولی حوادث خاور میانه نشان میدهد که دنیای امروز ما نامردتر از آنست که خط قرمزی رعایت شود اوضاع و احوال وخیم تر از این حرفاست کاربدانجا رسیده که پاکستانی هم بطور ضمنی تهدید به استفاده از بمب اتم نموده اند درخصوص پاکستان شایان ذکر است ،پاکستان یکی از هشت کشور دارای سلاح هسته‌ای در جهان است. هر چند پاکستان ادعا می‌کند که برنامه هسته‌ای آن به خوبی محافظت شده، اما کارشناسان به این امر اطمینان ندارند. زیرا طالبان و دیگر گروه‌های تروریستی بارها به تاسیسات هسته‌ای پاکستان حمله کرده‌اند. قسمت نگران کننده، تاریخ پاکستان در تولید فوری محصولات هسته‌ای است. ممکن است در آینده بخش‌هایی از فناوری هسته‌ای پاکستان در اختیار عنصر سوم یا کشور دیگری مانند عربستان قرار گیرد و به مسابقه هسته‌ای در منطقه ختم شود.  .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر ۱۳۹۴ساعت 11:18  توسط توکلی  | 

وجود داعش چیزی جرء نفع برای آمریکا ندارد؛ هنگامی که البغدادی به مدت دوسال زندانی آمریکایی ها در عراق بود آمریکایی ها دریافتند که او استعدادخوبی برای فرماندهی یک گروه وحشی از نوع داعش را داراست گرچه شخصیت البغدادی در هاله ای از ابهام است و این احتمال وجود دارد که او یک افسر اطلاعاتی اسرائیلی باشد که با جایگزین شدن درنقش یک عرب عراقی خود را عراقی نشان میدهد - اخبار و اطلاعات بعدی نیز نشان داد که آمریکا نه تنها در نابودی داعش جدی نبوده بلکه در شرایط وخیم به کمک آنان شتافته است مثلا هنگامی که ارتش و نیروهای مردمی عراق تعدادی از رجال و مرکزیت داعش را در تکریت در محاصره خود داشتند آمریکا اجازه پایان کار را نداد ابتدا با هلیکوپتر به محل شتافت آنان را با هلی برد نجات داد بعد اجازه تسخیر تکریت را داد گزارشات متناوب دیگری نشان داد که بارها و بارها آمریکایی ها از راه هوا کمک هایی را به داعش در عراق فرو ریخته اند. آمریکا در رابطه با داعش نقش شریک دزد و رفیق قافله را بازی میکند به عبارتی در پنهان با داعش است چرا که وجود داعش موجب میشود مردم عراق و سوریه و افغانستان احساس نیاز به کمک او نمایند و از سوی دیگر نابودی داعش یعنی تمام شدن ترس و خطر و عدم نیاز به کمک آمریکا؛ گزارش ذیل نشان میدهد که تقویت داعش در افغانستان خود داستان دیگری است که آمریکایی از آن سود خواهند برد:
وال‌استریت ژورنال، روز پنجشنبه ۲ میزان (مهر) نوشت که برخی از مقام‌های نظامی آمریکا و متحدان این کشور از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان نگرانند و در حال بررسی گزینه‌های ادامه حضور چندین هزار تن از این نیروها پس از سال ۲۰۱۶ هستند.
بحث احتمال حضور طولانی‌تر نیروهای آمریکایی در افغانستان، در سال‌های اخیر همواره مطرح بوده است.
بر اساس نخستین برنامه دولت باراک اوباما، نیروهای رزمی آمریکا تا اخیر سال ۲۰۱۴ باید افغانستان را ترک می‌کردند. ولی در دو سال گذشته برنامه خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان همواره مورد بازبینی قرار گرفت و تغییر کرد.
آخرین برنامه آقای اوباما خروج تدریجی نزدیک به ده هزار نیروهای آمریکایی باقی‌مانده در افغانستان تا پایان سال ۲۰۱۶ است. مطابق به این برنامه شمار نیروهای آمریکایی به چندصد تن کاهش یافته و محدود به شهر کابل خواهد بود.
+ احتمال باقی ماندن شمار بیشتری از نیروهایی آمریکایی در افغانستان
در عین حال گزارش‌هایی هم وجود داشت که جدا از خروج کامل، آمریکا شمار مشخصی از سربازان خود را برای اجرای عملیات‌ ضدتروریستی در افغانستان حفظ ‌خواهد کرد.
بنا به گزارش وال استریت ژورنال ژنرال، جان کمبل، فرمانده نیروهای بین‌المللی در افغانستان، چند طرح متفاوت را به منظور تداوم حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان به مقام‌های آمریکایی و ناتو برای بررسی فرستاده است.
در حال حاضر نزدیک به ده هزار نیروی آمریکایی در افغانستان حضور دارند.
یکی از طرح‌های ژنرال کمبل تداوم حضور این ده هزار نیرو است. به گزارش وال استریت ژورنال، گزینه‌های بعدی کاهش نیروها به ۸۰۰۰ هزار یا هم نزدیک به ۵۰۰۰ است. طرح دیگر هم همان برنامه قبلی خروج تدریجی تا پایان ۲۰۱۶ و باقی ماندن تنها چندصد نیروی آمریکایی در افغانستان است.
پنتاگون تا حالا رسما در این مورد اظهار نظری نکرده است.
آمریکا نگران نفوذ داعش
آقای اوباما در حالی تصمیم به خروج کامل نیروهای آمریکایی تا آخر سال ۲۰۱۶ گرفت که روابط افغانستان با آمریکا بسیار سرد بود و همچنین پدیده‌ای به اسم داعش، گروه موسوم به دولت اسلامی، در افغانستان حضور جدی نداشت.
بعد از ایجاد حکومت وحدت ملی افغانستان روابط افغانستان و آمریکا دوباره گرم شد و دقیقا یک روز بعد از تشکیل حکومت وحدت ملی، در سپتامبر سال گذشته توافقتنامه امنیتی میان افغانستان و آمریکا امضا شد.
برخی از مقام‌های آمریکایی نگرانند که خروج کامل نیروهای آمریکایی دولت افغانستان را زیر فشار مضاعف گروه طالبان و بقیه گروه‌های نظامی از جمله داعش قرار خواهد داد.
ماه گذشته، مایکل فالون، وزیر دفاع بریتانیا در سفری به افغانستان از حضور و توسعه فعالیت‌های گروه داعش در افغانستان ابراز نگرانی کرد.
وال استریت ژورنال نوشته که شماری تصمیم آقای اوباما مبنی بر خروج کامل از عراق را اشتباه می‌خوانند و باور دارند که اگر چند هزار نیروی آمریکایی در عراق باقی می‌ماند، شاید نیروهای امنیتی عراق توانایی مبارزه با داعش را می‌داشتند.
به نظر می‌رسد تهدید‌ جدید از سوی گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) و تجربه تلخ آمریکا از خروج مطلق از عراق در سال ۲۰۱۱ مقام‌های آمریکایی را متوجه ضرورت بازنگری در مورد برنامه خروج کرده باشد.
+ مرز داعش و طالبان کجا است؟
بی باوری افغان‌ها به آینده
در ماه‌های اخیر شمار زیادی از افغان‌های نگران از وضعیت بد امنیتی و بیکاری، از افغانستان خارج شده‌اند.
نیکولاس هیسم، نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد برای افغانستان چند روز قبل گفت افغان‌ها نگران آینده خود هستند و این کشور نیازمند پشتیبانی مداوم جامعه بین‌المللی است.
نیکولاس هیسم می‌گوید افغان‌ها نگران آینده اند
نماینده دبیرکل سازمان ملل گفت که تجدید تعهد صریح از سوی جامعه بین‌الملل در قبال افغانستان می‌تواند فضای بی‌باوری به آینده را متحول سازد.
به نظر می‌رسد اگر آمریکا برای حضور پررنگ و درازمدت در افغانستان تصمیمی بگیرد، این تصمیم بر فضای بی‌باوری ایجاد شده در ماه‌های اخیر بی‌تاثیر نخواهد بود.
منبع : http://www.bbc.com/persian/afghanistan/2015/09/150925_mar_wsj_report_on_us_drawdown

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مهر ۱۳۹۴ساعت 8:1  توسط توکلی  | 
نکته ظریفی است ولی واقعیت دارد که عمدتا رسانه های غربی درخصوص ملاقاتهای مقامات ما با دیگران  از عکس هایی استفاده میکنند که طرف ایرانی  دستش دراز تراز طرف مقابل است عمده عکس های مقام محترم وزیر امور خارجه کشورمان اینگونه است  ولی در مقابل عکس های آقای روحانی کمی بهتر است شاید علت این امر بجهت دست دادن سنتی آقای ظریف باشد - هر چه باشد نکته کمی نیست چرا که عکس  خبر؛ در همان ابتدای گزارش حرف خود را زده است مثلا عکس اقای ظریف با طرف چینی به گونه است که انگار ما ملتمسانه  از طرف چینی درخواست چیزی را میکنیم . لطفا در این خصوص نظر دهید متشکرم  .

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر ۱۳۹۴ساعت 11:57  توسط توکلی  | 

این عکس را یک عکس توام با شیطنت میدانم در حالی که ایران دستش دراز است طرف چینی مرددبنظر میرسد خدایا ملت ما از شر اجناس بنجل چینی رهایی ده

دولت چین به ایران پیشنهاد کرده که به منظور بالا بردن ظرفیت اقتصاد ایران، فن‌آوری تولیدی در اختیار این کشور قرار دهد. ژانگ‌یی، سرپرست هیئت چینی که به ایران سفر کرده، تصریح کرد که دو کشور شرکای خوبی برای یکدیگر هستند و ظرفیت‌های زیادی برای همکاری‌های دوجانبه دارند.

یک هیئت اقتصادی چین از روز دوشنبه ۲۱ سپتامبر به مدت سه روز به ایران رفته بود. این هیئت شامل رؤسای سطح بالای وزارت‌خانه‌های چین بود که روی هم با ۱۱۲ مجموعه صنعتی دولتی این کشور مرتبط هستند.

به نوشته رویترز، ژانگ‌یی روز چهارشنبه ۲۳ سپتامبر با مقامات ایرانی از جمله وزیر اقتصاد ایران دیدار کرده و به آنها خاطرنشان ساخته که چین بهترین شریک ایران در زمینه فن‌آوری زیرساخت و تولید بوده است.

کمک به ارتقای سطح تولید

ژانگ‌یی به مسئولان ایرانی گفته است که شرکت‌های چینی می‌توانند در زمینه بالا بردن سطح تکنولوژی فن‌آوری تولید ایران به این کشور کمک کنند تا سطح تولید خود را بالا ببرد و فن‌آوری‌های نوین را جایگزین روش‌های قدیمی کند.

او با تاکید بر توان بالای چین در فن‌آوری تولید پس از ده‌ها سال توسعه، خاطر نشان کرده که همکاری‌ایران و چین به خوبی شکل گرفته و هردو طرف خواهان گسترش این همکاری‌ها هستند. رئیس هیئت چینی، کشورش را مهمترین شریک ایران در امر توسعه اقتصادی این کشور دانسته است.

چین و ایران با هم مناسبات نزدیک سیاسی، اقتصادی و تجاری دارند. هفته گذشته نیز محمدجواد ظریف وزیر خارجه ایران گفت که کشورش آمادگی دارد تا پس از رفع تحریم‌ها میزبان شرکت‌های چینی بیشتری در ایران باشد.


برچسب‌ها: روابط ایران و چین
+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر ۱۳۹۴ساعت 10:35  توسط توکلی  | 

دریمن شاه عربستان جنایت میکند سازمان ملل با سکوت او را حمایت میکند.

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر ۱۳۹۴ساعت 10:14  توسط توکلی  | 


این چه حقی است که فقط چند عضو میتوانند از آن برخوردار باشند این یعنی قانون جنگل این یعنی کل کرده زمین تقسم بر تعداد اعضاء وتو چرا که درصورت مواجه شدن یک کشور ضعیف با سازمان ملل کافی است یکی از اعضاء از او حمایت کند و حکم سازمان ملل را وتو کند. این موضوع آنقدر لوس شده که صدای دارندگان این حق در آمده این گزارش را بخوانید:
ایالات متحده هشدار داد که استفاده «مداوم» روسیه از حق وتوی خود در شورای امنیت سازمان ملل متحد، مشروعیت نهاد سازمان ملل متحد را به مخاطره خواهد انداخت و ادامه این روند می‌تواند آمریکا و متحدانش را به صرافت بیندازد که این نهاد را دور بزنند.

سامانتا پاور، نماینده ایالات متحده در سازمان ملل، در مصاحبه‌ای با نشریه بریتانیایی گاردین که روز چهارشنبه، اول مهر، منتشر شد با اشاره به بن‌بستی که شورای امنیت سازمان ملل متحد در رابطه با بحران‌های سوریه و اوکراین به آن برخورد کرده است گفت که آمریکا و دیگر کشورها بیش از پیش تلاش می‌کنند که این بحران‌ها را از طریق نهادهای دیگر حل کنند.

این اظهارات در هفتادمین سالگرد تاسیس سازمان ملل متحد و در حالی مطرح می‌شود که شورای امنیت نتوانسته کاری در قبال بحران سوریه انجام دهد، بحرانی که به مرگ بیش از ۲۲۰ هزار نفر و آوارگی حدود ۱۱ میلیون نفر منجر شده است، اما با این حال اعضای شورای امنیت هنوز درباره اقدامی که باعث توقف این کشتار بشود، به اجماع نرسیده‌اند.

روسیه به عنوان متحد بشار اسد، رئیس جمهور سوریه، تاکنون چهار بار از حق وتوی خود استفاده کرده تا اجازه ندهد هیچ قطعنامه‌ای در رابطه با سوریه به تصویب برسد. این ماجرا در قبال بحران اوکراین نیز تکرار شده است، جایی که روسیه با حمایت از جدایی‌طلبان به یکی از طرفین اصلی درگیری‌های نظامی تبدیل شده است.

در این حال نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد بحث تئوری داروین را درباره شورای امنیت سازمان ملل متحد به کار برده و می‌گوید که «اگر جزئی از یک بدنه درست عمل نکند، آدم‌ها آن را رها کرده و به سراغ جزئی دیگر می‌روند».

سامانتا پاور در ادامه افزود: «و اگر این مسئله جز سوریه و اوکراین باز هم رخ بدهد، آن وقت ما با یک مجموعه کاملا از کارافتاده مواجه خواهیم شد... این به طور حتم موقعیت و اعتبار و کارکرد شورای امنیت به عنوان قاضی اصلح امنیت بین‌المللی را به مخاطره خواهد انداخت.»

در همین حال خبرگزاری رویترز اظهارات سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، را بازتاب داده است که عنوان می‌کند واشینگتن بیشتر از قبل موضع مسکو در قبال بحران سوریه را پذیرفته است.

آقای لاوروف در این باره به سخنان جان کری، وزیر خارجه آمریکا پس از آغاز دوباره مذاکرات نظامی میان دو کشور بر سر بحران سوریه ارجاع داده است.

جان کری از روسیه خواسته که از نفوذ خود استفاده کند و بشار اسد را پای میز مذاکره بیاورد.
لینک منبع خبر
http://www.radiofarda.com/content/f9-us-says-russian-vetoes-putting-us-security-council-legitimact-risk/27264957.html?page=1#relatedInfoContainer
بیشتر بدانیم
وتو کلمه‌ای از زبان لاتین و به معنای «من منع می‌کنم» است. این واژه نخست در مجلس‌های دوره امپراتوری روم باستان بکار می‌رفت.

اگر در یک نظام رای‌گیری نظر مخالف یک یا چند رای‌دهنده، فارغ از نتیجه شمارش آرا، بتواند نتیجه را ملغی کند می‌گویند «رای وتو شده‌است». این حالت به‌ویژه وقتی پیش می‌آید که بر پایه آیین‌نامه رای گیری نیاز به «توافق به اتفاق آرا» باشد. در این حالت هریک از رای دهندگان حق وتو دارند، چون اگر رای مخالف دهند اتفاق آرا حاصل نمی‌شود و پیشنهاد به تصویب نمی‌رسد.

از مشهورترین موارد وتو در دوران معاصر استفاده از حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد است. کشورهایی که حق وتو دارند عبارت اند از:ایالات متحده آمریکا، روسیه، فرانسه، انگلستان و چین. بر اساس منشور اساس سازمان ملل متحد، شورای امنیت دارای ۱۰ عضو غیر دایم و ۵ عضو دایم است. اعضای دایم شورا دارای حق «وتو» هستند. از ابتدای تأسیس سازمان تا کنون، نسبت به این حق، نظریات متفاوتی اظهار شده و بیشتر این نظریات، مخالف این حق بوده‌اند. اکنون، که این مخالفت‌ها شدت یافته، برخی از کشورها مدعی استحقاق برخورداری از حق وتو هستند. علاوه بر ایرادهای حقوقی و تناقضات نظری و عملی، حق وتو از دیدگاه اسلام نیز پذیرفته نیست؛ زیرا این حق بر اساس قدرت قدرتمندان آن زمان و در قالب یک قانون، به پنج کشور اعطا شده و موجب تسلط و تفوق بر سایر کشورها گردیده است. از این رو، برای بررسی این حق و جایگاه آن در اسلام، «قانون و قانون گذاری»، «قدرت» و «اصل ولایت و عدم ولایت» با رویکردی دینی و اسلامی بررسی و بر اساس هر یک، ناسازگاری حق وتو با اسلامی و عدم مشروعیت آن اثبات می‌شود.

حق وتو ناشی از بند ۳ ماده ۲۷ منشور سازمان ملل متحد است که می‌گوید:

تصمیمات شورای امنیت راجع به سایر مسائل [مسائل مربوط به غیر آیین کار] با رأی مثبت نه (۹) عضو، که شامل آراء تمام اعضای دایم باشد، اتخاذ می‌گردد.

در تعریف «حق وتو» گفته شده است:

۱. هریک از پنج عضو دایمی شورای امنیت (چین، فرانسه، شوروی (روسیه)، انگلستان و آمریکا) می‌تواند با دادن رأی منفی، از صدور قطع‌نامه‌ای در شورای امنیت جلوگیری نماید. این رأی منفی عضو دایمی شورای امنیت را، که مانع از تصویب قطع‌نامه می‌شود، «وتو» می‌نامند. این رأی منفی فقط هنگامی «وتو» تلقّی می‌گردد که به مسائل ماهوی و نه مسائل آیین کار مربوط می‌شود

۲. در تعریف «حق وتو» می‌توان به طور خلاصه و نیز جامع‌تر گفت: «حق وتو» عبارت است از: رأی منفی هر یک از اعضای دایم شورای امنیت سازمان ملل متحد به قطع‌نامه‌های دارای آراء مثبت شورای امنیت در مسائل ماهوی. به عبارت دیگر، «حق وتو» عبارت است از: رأی غیر مثبت هریک از اعضای دایم شورای امنیت سازمان ملل متحد به قطع‌نامه‌های دارای آراء مثبت شورای امنیت در مسائل ماهوی.
منبع :
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D9%82_%D9%88%D8%AA%D9%88

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر ۱۳۹۴ساعت 7:25  توسط توکلی  | 
 
فرق نمیکند کار خوب از چه کسی سر بزند کارخوب خوب است اتفاقا منتقدین میبایست خوب بد را با یکدیگر بنویسند - شیطنت آمریکا برای بوجودآوردن داعش و بهره برداری جای خود و رفتار خوب اوباما با یک سرباز تشریفات که ممکن ساعت ها مانند مجسمه بایستد جای تعریف دارد . اوبه هنگام سوار شدن هلیکوپتر  ابتد اٌ به سراغ خلبانان رفته دست میدهد سپس پیاده شده و ضمن تشکر از سرباز تشریفات با او نیز مصافحه میکند.البته مردم دنیا خوب میدانند که اقای اوبا یک مهاجر کنیایی است و هنوز خلق وخوی مردم گرم را داراست و ازتکبر آمریکایی چیزی نمی داند. به این فیلم نگاه کنید
برای مشاهده این فیلم کوتاه اینجا را ببینید.

جهت مشاهده فیلم اینجا را کلیک نمایید.


برچسب‌ها: راه صحیح
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر ۱۳۹۴ساعت 6:44  توسط توکلی  | 

 

شاید      چگونه آغاز شد

یکی از قوی ترین  دلایل وقوع جنگ اراده محکم آمریکا و شوروی برای تحت کنترل در آوردن ایران انقلابی بود – هر دو قدرت ابتداء از روش های  نرم تلاش نمودند که  ایران انقلابی را تحت کنترل خود در آورند . اسناد لانه جاوسی آمریکا نشان میدهد آمریکایی ها بیشترین امیدشان کسانی بودند که نسبت به آنها سمپاتی داشته و یا از عوامل مستقیم جاسوسی در حکومت نوپا بودند .بخشی از این عوامل را کسانی تشکیل می دانند که زندانی سیاسی قبل از انقلاب بوده و در زندان با افسران اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل به تفاهم بعد از پیروز انقلاب رسیده بودند.از جمله این افراد را می توان مسعود رجوی نامید کسی تا این لحظه درحال جنگ با انقلاب اسلامی است ؛آمریکایی ها با عدم موفقیت  کم کم به روش های تندتری روی آورشده و به خشونت روی آوردند  از جمله این روش را میتوان  سوق دادن فعالیت های تروریستی سازمان منافقن ذکر آنان با روش های از نوع انفجار حزب جمهوری اسلامی و کاخ ریاست جمهوری بر اندیشه بودنند که موانع انسانی داخل انقلاب رااز سراراه برداند حادثه طبس و همچنین کودتا نوژه از دیگر خشونت های ملایم بود که به شکست انجامید. بعدها با دستگیری ناخداد افضلی معلوم شد که شوروی ها نیز پابپای آمریکایی ها درحال فعالیت بودند؛روس ها ابتداسعی نمودند که با تکیه بر توان حزب توده یک حزب کمونیستی و اقمار آن در بدنه نظام نفوذکرده و حکومت را بمیل خود تغییردهند ولی از آتجایی که جامعه ایران دارای بافت مذهبی داشت موفقیت چندانی بدست نیاوردند.

همه چیز حکایت از آن داشت که آمریکایی ها علاقمند به تحت کنترل در آوردن انقلاب نوپای ایران  همانند مصر بودند در مصر ابتدا اجازه داده شد مردم به خیابان ها بریزند گروه و جماعت مورد علاقه خود را به حاکمیت برسانند؛سرویس های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل در مصر خیلی خوب و موفق عمل کردند چرا که براحتی بهار عربی را ربایش نموده و مسیر انقلاب تا جایی تغییر دادند که رهبران انقلابی در بندو حتی جنایات مبارک لوس گردید .

جواب ندادن روش های شیطانی نرم در ایران  موجب شکل گیری جنگ تحمیلی گردیدعراق علیه ایران گردید؛ که درنهایت به  نابودی وسرنگون شدن نظام دیکتاتور صدام انجامید؛ یک تحلیل در این رابطه اینست که بزرگترین اشتباهات استراتژیک عراق برای آغاز طولانی‌ترین و خونین‌ترین جنگ پس از جنگ جهانی دوم، ارزیابی نادرست از میزان توان دفاعی ایران بود. انگیزه سیاست خارجی عراق برای آغاز جنگ سیادت و رهبری بر اعراب بود. شکست عراق در دستیابی به یک پیروزی قاطع و سریع نشان می‌دهد که شکاف بزرگی میان اهداف بلندپروازانه صدام حسین و محدودیت‌های نظامی این کشور وجود داشته‌است. به بیان عامیانه اشتباه عراق این بود که «لقمه‌ای بسیار بزرگتر از دهانش» برداشته بود.

استدلال های متقن درخصوص هدایت پشت پرده آمریکا و شوروی وقت در حمله صدام به ایران را میتوان در سود بردن این قدرت های بزرگ از فضای جنگی دو کشور ذکر کرد در نگاهی کوتاه به حامیان صدام در طول جنگ خود حکایت از اتفاق آمریکا و شوروی در حمایت از صدام دارد چراکه  اقمار این دوکشور همگی به همراه دو ارباب دریک صف قرار داشتند–عربستان ؛ مصر ؛ اردن ؛ کویت ؛ فرانسه ؛ لهستان ؛ سنگاپور؛ آفریقای جنوبی ؛ چین ؛ یوگسلاوی ؛ برزیل از جمله پشتیبانان عمده و مهم  صدام بودند.

هزینه‌های جنگ

بر اساس آمارهای بین‌المللی، جنگ تحمیلی عراق علیه  ایران ۶۲۷ میلیارد دلار هزینه برای مردم ایران و ۵۶۱ میلیارد دلار هزینه برای مردم  عراق به همراه داشت. همچنین هزینه بازسازی خرابی‌های ناشی از جنگ برای ایران ۶۴۴ و برای عراق ۴۵۲ میلیارد دلار برآورد می‌شود. بر همین اساس در طول این جنگ ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ انسان کشته و زخمی شدند که از این میان ۲۶۲٬۰۰۰ ایرانی و ۱۰۵٬۰۰۰ عراقی کشته شده‌اند.

این بازی شیطانی   آمریکایی ها نه تنها با سقوط صام  خاتمه نیافت ؛  بلکه از زمان سقوط صدام روز بروز پررنگتر و شیطانی تر قبل گردید شکل گیری انواع و اقسام گروه های تروریستی بنام های مختلف از جمله داعش کاری بود که دست پنهان آمریکایی را کاملا برملا کرد چرا که بیشترین سود از انان نصیب آمریکایی ها گردید..

 منبع 

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر ۱۳۹۴ساعت 10:4  توسط توکلی  |