|
زمانی که هیتلر همهی توجهش را به جبههی غرب معطوف کرده بود. در واقع عملیات فریب توانست گام نهایی یا به عبارت دیگر فروپاشی آلمان را کاتالیز کرده و تسریع کند. نوشتار پیشرو روشهای اصلی دشمن در فریب را معرفی میکند. فریب یکی از روشهای دشمن برای غلبه به حریف خود است. این فریب میتواند در حوزههای مختلف از جمله در حوزهی یک الگوی معیشت نیز رخ دهد. فریب اقتصادی عملیاتی است که برای درک آن در ابتدا نیاز به شناخت مفهوم فریب وجود دارد. ضمن اینکه آشنایی با عملیات فریب به دستیابی به برآورد استراتژیک کمک میکند. برآوردی که میتواند نشان دهد دشمن چطور یا چگونه فکر میکنند. عملیاتهای فریب انجام شده توسط غرب در سه نمونهی شاخص علیه آلمان، شوروی سابق و در نهایت ایران؛ جنبههای آموزشی زیادی از حیث تاریخی و کلاننگر، دارد و در نهایت مسئلهی فریب اقتصادی را نیز روشن میکند. آنچه که در ادامه میآید نگاهی به عملیات فریب جبهه غرب در جنگ جهانی دوم علیه آلمان نازی است. عملیاتی که تصمیمسازیهای این کشور را به انحراف کشید. *** محاصرهایی بیثمر، آن چیزی که یونانیها از جنگ با شهر تروا نصیبشان شده بود. طرحِ دیگری برای غلبه بر تروا لازم بود. این بار نیاز به طرحی بود که مردانِ تروا را غافلگیر کند. عملیات از این قرار بود؛ یونانیها پیکرهای عظیم از اسب ساختند و مردانی منتخب را درون آن پنهان کرده و اینطور وانمود کردند که تروا را ترک کردهاند. مردانِ تروا در شادیِ پیروزی در برابر یونانیها، اسب را به نشانِ پیروزی به داخلِ شهر بردند. در خلوتِ همان شب نیروهای ویژهی یونانی از اسب خارج شده و دروازههای شهر را برای باقی ارتش یونان که در تاریکی شب بازگشته بودند، گشودند… عملیات فریب اسبِ تروا در قالبِ یک عملیات، جنگِ شکست خورده و بیثمر را به جنگی پیروز شده تبدیل کرد. در ادبیاتِ استراتژیکِ نظامی مفهومی وجود دارد به نامِ عملیاتِ فریب، که سابقهی طولانی در جنگ و جنگآوری دارد. عملیاتِ فریب تعریفهای متعددی دارد:
گمراه کردن و عدم اطمینان کاذب در جنگْ طیِ عملیات فریب، با روشهای مختلفی صورت میگیرد، عملیاتِ روانی، یکی از روشهای فریب است. یکی دیگر از این روشها فریبِ بصری است، به این صورت که در عملیات فریبْ در حجم انبوه و استراتژیک، به دشمن اطلاعاتِ غلطِ بصری داده میشود، تا حدی که باعث میشود وقتی دشمن با واقعیت هم روبرو شد، اعتماد به نفس خود را از دست داده و نسبت به آن (واقعیت) اظهار تردید کند. در ادبیاتِ عامیانه داستانِ چوپانِ دروغگو، مثالِ سادهای برای فهمِ فرآیندِ عملیاتِ فریب است. چوپانی که به دروغ خود را در موقعیتِ خطرناک و نیازمند به کمک جلوه میدهد و این باعث میشود تا درست در زمانی که قصدِ او فریب دادن نیست و نیاز به کمک دارد، مردم او را به حالِ خود رها کنند. این اتفاق نتیجهای است که در یک نبرد و یا منازعه، فریب دهنده دنبال میکند؛ «یعنی فریب خورده نسبت به واقعیت احساسِ تردید کند.» مهمترین عملیات فریب مهمترین عملیاتِ فریب در طولِ حیاتِ نظامیِ جهان در سطحِ استراتژیک و گسترهی وسیع، عملیاتِ فریبی است که در نبردِ نرماندی علیه آلمانِ هیتلری اتفاق افتاد. این فریب، در اواخر جنگِ جهانی دوم رخ داد، زمانی که متفقین میخواستند در جبههی غربِ آلمان، به ساحلِ نورماندی حمله کنند، بدونِ اینکه در زمانِ حمله به نرماندی، آلمان متوجه شود. در واقع آنها میخواستند آلمان را دچار غافلگیریِ استراتژیک کنند. چرا متفقین چنین عملیاتی را ترتیب دادند؟ بررسی تاریخچه و خطِ زمانِ آلمان هیتلری، میتواند کمک کند تا پاسخِ دقیقتری به این سوال داده شود و به درکِ اهمیت و دلیل این عملیات کمک کند. در این خطِ زمان؛ شکلگیری، اوجگیری، افول و در نهایت فروپاشیِ آلمان هیتلری را میتوان در چند گامِ اصلی ارزیابی کرد. گام اول شکلگیریِ حکومت هیتلر
گامِ دوم، گسترشِ به طرفین و آغاز کشورگشایی
گامِ سوم، گسترش جبهه به سمتِ غرب
گامِ چهارم، گسترش جبهه به سمتِ شرق
بعد از اینکه آلمان موفق نشد در جبههی شرق، محدودهی نفتی قفقاز را تصرف کند، به تدریج افولِ آلمان از سمتِ شرق شروع شد. گام پنجم، آغاز افول آلمان از سمتِ شرق
گام ششم، آغازِ افولِ آلمان از سمت غربْ به کمکِ عملیات فریب متفقین، یعنی انگلیس، آمریکا و فرانسه، به این نتیجه رسیدند که بعد از شکستهای آلمان در جبههی شرق، اکنون فرصت برای حمله به جبههی غربْ برای پیشروی و پس گرفتنِ فرانسه از آلمان فرا رسیده است. در واقع از دست رفتن عمدهی سرزمینهای جبههی شرق، زمینه را برای ایجادِ یک اتحاد در جبههی غرب فراهم کرد؛ اتحادی برای پس گرفتنِ سرزمینهایی که آلمان در غرب اشغال کرده بود. متفقین در کنفرانسِ تهران در محلِ سفارتِ شوروی، جلسهای تشکیل دادند تا این موضوع را بررسی کنند. انگلیس و آمریکا میدانستند که؛ چون آلمانها در شرق شکست خوردهاند قطعاً در غرب تلاشِ گستردهای خواهند کرد تا فرانسه و سرزمینهای جبههی غرب را به راحتی از دست ندهند. به همین منظور، به فکرِ یک عملیاتِ فریبِ گسترده افتادند. در این عملیات حتماً باید با شوروی دشمنِ قدیمی خود یک اتحادِ تاکتیکی و موقت را رقم میزدند. سه شخصیت محوری در جبههی متفقین؛ وینستون چرچیل Winston Churchill، فرانکلین روزلوتFranklin D. Roosevelt و یوسف استالین Joseph Stalin، در سفارت تهرانْ بر روی سیاهه و طرحِ اولیهی عملیاتِ فریب توافق کردند. گسترهی این عملیات به قدری عظیم و گسترده بود که طرحریزی آن، یک سال، از ۱۹۴۳ تا ۱۹۴۴، به طول انجامید.
«سه شخصیت محوری در جبههی متفقین؛ وینستون چرچیل، فرانکلین روزلوت و یوسف استالین در اجلاسِ تهران در محلِ سفارت شوروی بر روی طرحِ اولیهی این عملیات توافق کردند» اسمِ عملیات، عملیاتِ حصار Operation Bodyguard لقب گرفت. نامِ این عملیات یعنی حصار Bodyguard، از روی دکترین چرچیل انتخاب شده بود. طبقِ دکترین او؛ «در دورانِ جنگ، واقعیت آنقدر گرانقیمت است که باید هموراه با حصاری از دروغها از آن مراقبت شود.» فریب شکست آلمان ساده نبود، بنابراین آنها باید به طورِ پنهانی عمل میکردند و زمان و محلِ حمله را از دیدِ عوامل اطلاعاتی آلمان پنهان میکردند. متفقینThe Allies ، یعنی انگلیس، آمریکا، شوروی و فرانسه، نورماندی را به عنوان نقطهی حمله انتخاب کردند ـ تا پس از تصرف ساحل نرماندی مثلِ پیکان باز شده و کلِ جبههی غرب را از چنگِ آلمان بیرون بیاورند. ـ میدانِ عملِ این عملیات، استراتژیک بود. قرار شد تا با یک فریب بزرگMajor deception آلمانیها را گمراه کنند و در آنها این تصور را ایجاد کنند که این حمله به نورماندی تنها یک تاکتیک انحرافی و نمادین Diversionary tactic است. هیتلر میدانست در جبههی غرب، با توجه به شکستش در شرق، علیه او حملهی وسیعی صورت میگیرد اما نمیدانست از کجا. در زمان حمله، دفاع ساحلی آلمان در طولِ سواحل شمال غربیِ اروپا کشیده شده بود و کلِ ساحلِ غربی اروپا در حصارِ دفاعیِ هیتلر بود. تاکتیک او این بود که از تمامیِ طولِ ساحل دفاع کند و در صورتِ حملهی دشمن به سرعت قوای کمکی خود را به منطقهی درگیری بفرستد. متفقین با اطلاع از این تاکتیک، در جبهههای مختلف تعداد زیادی عملیاتِ انحرافی انجام دادند. به واسطهی این عملیاتِ فریبِ گسترده هیتلر نمیدانست که حملهی واقعی از کجا صورت خواهد گرفت. آنقدر حجمِ این عملیات و پیچیدگیِ آن بالا بود که حتی زمانی که متفقین به نرماندی حمله کردند، هیتلر نمیتوانست با خیالِ راحت نیروهای کمکیِ خود را به نرماندی بفرستد، چرا که احتمال میداد، حمله به نورماندی هم یک عملیاتِ انحرافی باشد. همانطور که گفته شد، یکی از تعریفهای عملیاتِ فریب؛ ایجادِ عدم اطمینان کاذب در حریف نسبت به موقعیتها و بزنگاههای رزمی در جنگ است. این عدمِ اطمینان در هیتلر ایجاد شد بود و عملیاتِ فریبِ گستردهی غرب موثر افتاده بود.
«گسترهی عملیاتِ فریب علیه آلمان تقریباً کلِ اروپا بود. عملیاتهای متعدد انحرافی، قدرتِ تصمیمگیری صحیح را از آلمان گرفت» عملیاتِ فورتیتودِ شمالی در سواحل نروژ؛ عملیاتِ فورتیتودِ جنوبی در نورماندی؛ عملیاتِ رویال فلاش در دانمارک، اسپانیا و ترکیه؛ عملیاتِ آیرونساید در جنوبِ غربی فرانسه؛ عملیاتِ کاپرهِد در جنوب اسپانیا؛ عملیاتِ وندِتا در جنوبِ شرقِ فرانسه؛ عملیاتِ فردیناند در جنوب ایتالیا؛ عملیاتِ زِپلین در یونان و رومانی؛ از مهمترین عملیاتهای انحرافیِ متفقین علیه آلمان بودند. ۶ ژوئن ۱۹۴۴، یعنی زمانِ حمله و ساحلِ نورماندی یعنی مکانِ حمله، واقعیتهایی بودند که طبق دکترین چرچیل باید از آنها محافظت میشد. تمام نیروهایی که باید در این حمله شرکت میکردند در انگلیس تجمع کرده بودند. انگلیس برای تجمعِ این حجم از نیرو کوچک بود. از اینرو برای مخفی نگه داشتن این حجم از نیرو و فعالیت، اقداماتِ متعددی انجام شد؛
همکاری شرق و غرب در عملیات فریب و تسلیمِ آلمان همانطور که گفته شد، تنها در این عملیات بود که جبههی شرق یعنی شوروی با جبههی غرب به صورتِ مشترک و هماهنگ عمل کردند. در واقع شوروی در شرق، به مثابهی اهرم فشاری بر آلمان بود تا به ارتش آلمان این اجازه را ندهد که نیروهای خود را تجمیع کرده و به غرب بفرستد. بالاخره در ژوئن ۱۹۴۴، نیروهای آمریکایی، انگلیسی و کانادایی در عملیاتِ روزِ دی D، در جبههی غرب به سواحلِ نورماندی هجوم آوردند. ۲ ماه و نیم بعد فرانسه در جبههی غرب از تصرف آلمان خارج شد. در ۲۷ ژانویهی ۱۹۴۵، نیروهای شوروی واردِ آلمان شدند. در نهایت ۳۰ آپریل ۱۹۴۵، در حالی که نیروهای شوروی دو بلوک از محلِ اختفای زیرزمینی هیتلر فاصله داشتند، او با معشوقهاش اوا بران Eva Braun خودکشی کرد. در ۷ می ۱۹۴۵ هم سند تسلیم آلمان امضا شد. در یک نگاه کلی میتوان تاریخ آلمان هیتلری را با ۵ گام اصلی شرح داد؛
عملیات فریب در مقطع افول به کار گرفته شد؛ یعنی از سال ۱۹۴۳ تا ۱۹۴۴ به مدت یک سال، زمانی که هیتلر همهی توجهش را به جبههی غرب معطوف کرده بود. در واقع عملیات فریب توانست گام نهایی یا به عبارت دیگر فروپاشیِ آلمان را کاتالیز کرده و تسریع کند. شرحِ این عملیاتِ فریب در کتابِ حصاری از دروغها به طورِ مفصلِ آمده است. ادامه دارد… تصاویر و نمودارهای مقاله:
برچسبها: تاریخ
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۴ساعت 6:25  توسط توکلی
|
|